بوسه ی شیطنت امیز

Im an emo girl

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/۱٥ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

 

مدرسه تموم شد.

همکلاسی ها ازتون ممنونم از اول مهر تا اخر اردیبهشت دوستم نداشتین.

ازتون ممنونم که همون روز اول نشستین برام کلی داستان درست کردین بعدشم فکر

کردین به گوشم نخورده که این قدر با همتون خونسرد برخورد میکنم.

ازتون ممنونم که منو تو شهرتون که غریب بودم و کسی رو نداشتم این قدر دوست

داشتین و مهمون نوازی کردین.

ولی می خوام بگم روزای اول برخورد سردتون قلبم رو حسابی میشکست.حرفاتون

حسابی منو به نقطه ی جوش میرسوند ولی همش حفظ ظاهر بود.

می خوام بگم به همتون مدیونم.

همتون به من صبر کردن و اهمیت ندادن به حرفای مردم رو یاد دادین.یاد دادید که چه

طوری خشم خودمو کنترل کنم.

ک.ر از تو هم ممنونم تو بهترین دوستی بودی که تا حالا داشتم. بدون شیشه خورده.

بهم فهموندی یه دوست باید تا اخرش باهات باشه حتی تو سخت ترین لحظه ها

تو با مشکلاتی که داشتی بهم فهموندی چه دختر خوشبختی هستم.میدونم که دیگه

تا اخر عمرنمی بینمت.ولی این 5 ماه کلی چیز یادم دادی. بالاخره تونستم به دنیا بهتر

نگاه کنم.

ا.ز از تو هم ممنونم به من یاد دادی شاد باشم به من کمک کردی کسی رو که فکرشم

نمی کردم فراموشش کنم فراموشش کنم.فهمیدم فقط باید اراده کرد تا بتونی عشق رو 

فراموش کنی.

ن.ن از تو هم ممنونم تو کارایی در حقم کردی که الان میتونم هر بدی که در حقم میشه

رو به راحتی ببخشم.با کارت حس میکنم قلبم بزرگ تر شده حالا میتونم کلی خوبی 

توش جا بدم.

حالا به خاطر شماها تو این یه سال کلی پیشرفت کردم.

خدا جون از تو هم ممنونم به خاطر همه حمایت هایی که کردی،به خاطر مهربونی بی

اندازت و نعمت هایی که بهم دادی.امیدوارم لیاقت این همه مهربونیت رو داشته باشم.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢۸ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

بپر ادامه مطلب

بپر ادامه مطلب

بپر ادامه مطلب

بپر ادامه مطلب

بپر ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٠ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

درد ، مرا انتخاب کرد

من ، تو را

تو ، رفتن را

آسوده برو ! دلواپس نباش

 من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم 

خداحافظ...

آخرین کلامی که از تو شنیدم

و باز قصه‌ی تلخ جاده و آن راه بلند...

که تو را از خلوت من می ربود

آسمان می گریست

شیشه ها می گریستند

و من مبهوت رفتنت

در پس شیشه های مه آلود

بغض دردناکم را بلعیدم

دیوانه وار خندیدم

و تو را بدرقه کردم...

 
درجلسه امتحان عشق.......
من ماندم ویک برگه سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی
ویک بغل تنهائی ودلتنگی
درد دل من در این کاغدکوچک جا نمیشود
دراین سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند
وبرگه سفیدم .....!
عاشقانه قطره ها را به آغوش میکشد
عشق تونوشتنی نیست !
باتو ......
دربرگه ام نار کناره آن
قطره اشک یک قلب میکشم
وقت تمام است
برگه ها بالا !
      چــقــدر سـخـته بـعـد ســــالـــــها انـتـــظار نـیـمـه گـمـشـدتـو کامـل بـیـابــی


درد دارد …
وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای . . .

خسته شدم...

خسته ام میفهمی؟!

خسته از آمدن و رفتن و آواره شدن.

خسته از منحنی بودن و عشق.

خسته از حس غریبانه این تنهایی...

بخدا خسته ام از این همه تکرار سکوت...

بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ...

بخدا خسته ام ازسقوط...

ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺻﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ...
                                     ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻟﺶ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ , ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺻﺪﺍ !ﺍ
 
 
 خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش می‌دوی پرواز می‌کنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه

 

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

طبق قانون بقای شادی هیچ شادی از بین نمیره؛ بلکه فقط از دلی به دلی دیگه جابه جا می‌شه


دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱٥ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده♥

برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان...♥

برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم...♥

حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...!♥

برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش...♥

خنده هایی که دارم فراموششان می کنم...♥

و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام!♥

                                                     

                                                             راستی...؟؟؟؟

 

می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت !؟♥

جایی که می ری مردمی داره که می شکننت..♥

نکنه غصه بخوری ، تو تنها نیستی..♥

تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری، قلب می ذارم که جا بدی...♥

اشک می دم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم...♥

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٩ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |


دقــت کـــردیــن لذتی که تو سواری بر خر شیطون هست تو سواری لامبورگینی نیست؟؟؟


دقت کردین بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان


دقــــــــــــــــت کردین:
یک سری از کارهای اداری هست که هیچ وقت لازم نیست خود آدم انجامشان بدهد. اطرافیان زحمت اش را می کشند. یکی از آن کارها گرفتن شناسنامه آدم است، دیگری هم باطلکردن اش

تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟ شـــانـــــس یــــه بـــار در خــونــه آدمـــو میــــزنـــه,
بَـــدشــــانـــســـی دســـتـــش رو از روی زنـــگـــــــ بـــر نـــمیـــداره,
بـــدبــَـخـــتـــی هَـــم کـــه کـــلاً کـــلیــد داره. . . . . .

دقت کردین تو فیلمای خارجی پلیس شش تیغ کرده و مرتبه و کلت دستشه و مجرم ریشو نامرتبه و کلاشینکف دستشه اما تو فیلمای ایرانی این موضوع کاملا برعکسه...


دقت کردین وقتی دعواتون با یکی تمام شد تازه جواب های خوب به ذهنتون میرسه

دقت کردین هر معلمی که میومد میگفت شما بدترین کلاسی بودین که تاحالا داشتم؟


تا حالا دقت کردین ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪﯼ
ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺁﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻪ!!

دقت کردین بزرگترین دروغ پشت تلفن چیه .......سلام رسوندن بچه ها.....

دقت کردین یکی از سخت ترین کارهای دنیا اینه کـه بخوای برای یکی دیگه توضیح بدی دقیقاً چــه مــــــــرگـته؟؟!!


 

 

دقت کردین همیشه خنده دار ترین موضوعات زمانی به مغزت میرسه که وسط مراسم ختم هستی؟

دقت کردین الان تو تهران بایه نفس عمیق میتونید کل جدول مندلیف رو بکشید تو حلقتون:

تا حالا دقت کردین وقتى سر سفره نشستى به یارو میگى نمک بده اول واسه خودش میریزه بعد میده به تو..!!!


دقت کردین؟ وقتی موبایلت زنگ میخوره همه گوشاشون تیز تیز میشه ; وقتی تلفن خونه زنگ بخوره همه خودشونو میزنن به کر بودن

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٥ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

این بیماری شما باید فوری درمان بشه:
یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!

خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:
یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده‌ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!

یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:
یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!

هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:
یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!

من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایش هاتون را اونجا انجام بدین:
یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می‌گیرم!

دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:
یعنی من دارم یه مقاله علمی می نویسم و می خواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم!

اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید:
یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!

بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:
یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه‌های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!

این بیماری الان خیلی شایعه:
یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتاب های پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!

اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:
یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!

فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده‌ای داشته باشه:
یعنی من از فیزیوتراپیست ها نفرت دارم نرخ‌های ما رو شکستن!

ممکنه یک کمی دردتون بیاد:
یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

فکر نمی‌کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه:
یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینه‌های درمانتون رو باهاش قسمت کنم

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۳۱ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

اگه میتونستم تودنیا یه چیزدیگه باشم میخواستم اشک چشمهای توباشم

میدونی چرا ؟ چونکه توچشمات متولدبشم، روی گونه هات

زندگی کنم وروی لبهات بمیرم.


یک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر می‌کنه احساس می‌کنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست

 بقیه حرفام


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٥ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

وچنان عشقی به دریا داشتم

که با اولین نگاهم به تو

غرق شده خودم را غریبانه دیدم

اما تو...تو که بودی؟

سایه؟یا یک رویای نا پایدار

که دریا را دوست داشتی

فقط به یک نگاه و یک خاطره

من بدون نجات غریق

بی پروا خودم را به آب زدم

که شاید عشق را به تو بیاموزم

تو عشق را نیاموختی!

ومن غرق شدم

و تو ماندی و خاطره شناگری

که عاشق دریا بود

اما شنا نمی دانست


نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٠ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

فروردین : 46 بار به خواستگاری میری و جواب رد می شنوی اما در 47 امین بار در حالیکه در اوج ناامیدی هستی جواب بله رو میگیری و در کنار همسرت سالها به خوبی و خوشی زندگی می کنی.

 

اردیبهشت : تا یکسال دیگه با دختر مورد علاقه ات ازدواج می کنی اما هنوز به شش ماه نکشیده بینتون اختلاف می افته و کار به طلاق می رسه . دختره مهریه اش که 3000 سکه طلا هستش رو اجرا می زاره و تو به زندان می افتی تو زندان معتاد میشی و هرویین مصرف می کنی و بعد از چندسال تحمل سختی و رنج در گوشه زندان میمیری.

 

خرداد : تا دو سال دیگه ازدواج می کنی و با یک دختر بسیار زیبا که خیلی هم دوستش داری اما شب عروسی موقعی که می خوای بری رو تخت پات به لبه تخت گیر می کنه و می افتی سرت می خوره به پایه تخت و درجا میمیری

 

تیر : ازدواج موفقی خواهی داشت و در تمام دوران زناشویی بمعنای کامل کلمه زن ذلیلی . تمامی کارهای خانه از قبیل پختن غذا و شستن ظرفها و جاروب زدن خانه و شستن لباس بچه ها با تو هستش . خانومت همیشه با شیلنگ تو رو کتک می زنه . اگه غذایی که می پزی بد مزه باشه زنت قابلمه رو به فرقت می کوبه .

 

مرداد : احتمالاً بختتو بستن به خواستگاری هر دختری که میری به هفته نکشیده یه خواستگار عالی واسش میاد و عروس میشه . کم کم معروف میشی به بخت گشای دخترای ترشیده .

 

شهریور : یه شب که داری با موتورت میری خیابون گردی تو یک خیابون تاریک میبینی یک ماشین با شدت به یک دختره می زنه و فرار می کنه . سریع مثل قهرمانان فیلمای هندی میپری دختره رو بغل می کنی و می بری به بیمارستان و خلاصه نجاتش می دی اما دختره به کما رفته و پلیسا هم فکر می کنن تو باهاش تصادف کردی و میگیرن زندانیت می کنن . بعد از 3 ماه دختره بهوش میاد و میگه تو چه فداکاری کردی و پدر و مادرش میان تو رو آزاد می کنن . بابای دختره یک کارخونه دار میلیاردره و میگه پسرم خیلی ازت خوشم میاد و دوست دارم دومادم بشی و خلاصه دوماد میشی و تا آخر عمر فقط می خوری و می خوابی و سفر خارج میری.

 

مهر : عاشق دختری میشی که فکر می کنی اونم تورو خیلی دوست داره و بعد از یک دوران عاشقی سخت بالاخره به خودت جرات میدی و میری خواستگاری دختره اما دختره یک سیلی آبدار می زنه تو گوشت و میگه بی ناموس من تو رو مثل داداشم دوست داشتم اما تو سو استفاده کردی و تو تا آخر عمر دیگه ازدواج نمی کنی.

 

آبان : چپ و راست واست دوست دختر ردیف میشه و همیشه 30 - 40 تا دوست دختره آن لاین داری و 50 - 60 تا هم آف لاین . همه عاشقتن و می خوان زنت بشن اما تو اصلاً علاقه ای به ازدواج نداری و سرانجام در سن 35 سالگی به علت مصرف زیاد دوست دختر سکته می کنی و میمیری.

 

آذر : سه بار ازدواج می کنی و از هر زنت صاحب 9 فرزند میشوی . همه زنهات تو رو از خودشون بیشتر دوست دارن و همیشه بهت میگن سرورم اگه چیزی میل دارین واستون بیارم. هر سه زنت تو یک خونه در کنار هم زندگی می کنن و اصلاً باهم مشکلی ندارن . کار بیرون از خانه هم انجام نمی دی فقط سرماه به سرماه میری پول یارانه ات رو میگیری (فکر کنم 31 نفر هستین هر کدوم 45 هزار تومان اوه چقدر میشه) کلاً آدم خوشبختی هستی .

 

دی : میری خواستگاری دختر همسایه تون و با هم نامزد میشین بعد از شش ماه دختره مریض میشه و کم کم کور میشه اما تو بخاطر پیمانی که با او بستی باهاش ازدواج می کنی و سالها با هم زندگی می کنین .

 

بهمن : با دختره مورد علاقه ات نامزد میشین و بعد از 3 سال دوران نامزدی شیرین موقع عروسی سر سفره عقد عاقد سه بار از دختره می پرسه آیا حاضره زن تو بشه و اون میگه نه

 

اسفند : یک روز اتفاقی چشمت به پیر زن همسایه می افته و ناخودآگاه عاشقش میشی و موضوع رو به مامانت میگی اما اونا مخالفت می کنن و میگن این سن مامان بزرگتو داره اما تو میگی مهم عشق و تفاهمه که ما داریم سن و سال که مهم نیست و با مخالفت شدید پدر و مادر با هم ازدواج می کنین اما شب عروسی عروس از شدت خوشحالی سکته می کنه و می میره.

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٦ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

بولتن نیوز: این تست هوش خیلی خیلی جالب است. به شرطی که تقلب نکنید. اینجا چهار سوال معمولی و یک سوال جایزه‌دار وجود دارد. شما باید فوراً به آنها پاسخ دهید. نباید وقت زیادی تلف کنید، به همه سوالات فوراً پاسخ دهید. در پایان ببینید که به چند سوال درست جواب دادید. خواهشا صادقانه برخورد کنید!

 

سوال اول
شما در یک مسابقه سرعت شرکت کرده‌اید.
از نفر دوم سبقت می‌گیرید؟
اکنون در چه جایگاهی قرار دارید؟

 

جواب

 


اگر پاسخ شما جایگاه اول بوده، به ‌طور حتم شما دارید اشتباه می‌کنید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جایگاه او را به دست خواهید آورد پس دوم می‌شوید!

سوال دوم

.

.

.

.

..

.

.


اگر از نفر آخر سبقت بگیرید، جایگاه شما چندم می شود ؟

 

 

جواب

 
.
..
.
.
..
.
.
..
.
..
.
.
..
.
.
.


اگر پاسخ شما جایگاه یکی مانده به آخر بوده، دوباره دارید اشتباه می‌کنید!

به من بگو ببینم : تو چطور میتونی از نفر آخر سبقت بگیری؟؟؟

 



سوال سوم
یک سوال خیلی ساده ریاضی!
توجه : این مسئله فقط باید در کله شما حل شود! از کاغذ و قلم و ماشین‌حساب استفاده نکنید.

۱۰۰۰ تا بگیر و ۴۰ تا بهش اضافه کن.
حالا ۱۰۰۰ تای دیگه بهش اضافه کن.
حالا ۳۰ تا اضافه کن.
۱۰۰۰ تای دیگه اضافه کن.
حالا ۲۰ تا اضافه کن.
حالا ۱۰۰۰ تای دیگه هم اضافه کن.
حالا ۱۰ تا بهش اضافه کن. مجموعش چقدر شد؟

 

 

جواب

 

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.
مجموعش شد ۵۰۰۰ تا؟
جواب درست در حقیقت ۴۱۰۰ می‌باشد!

قبول نداری؟ با ماشین حساب دوباره حساب کن!
امروز قطعاً روز تو نیست.
سعی کن سوال آخر را درست جواب بدی.

 

 

سوال چهارم
پدر مریم پنج تا دختر داره :
نانا،
نِ‌نِ،
نی‌نی،
نُ‌نُ،

اسم دختر پنجم چیه؟

 

جواب

 

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 


نونو؟
نه! البته نه.
اسمش مریمه!
سوال رو دوباره بخون.

خُب، حالا…

سوال جایزه‌دار
یه آقای کر و لالی میخواد مسواک بخره. با در آوردن ادای مسواک زدن، می‌تونه خواسته‌اش را به دکاندار حالی کنه و موفق به خرید مسواک بشه.

سوال :
حالا اگه یه مرد کوری بخواد عینک آفتابی بخره، چطوری باید منظورش رو به فروشنده حالی کنه؟

 

 

 

جواب

 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون فقط باید دهنشو باز کنه و اینو از فروشنده بخواد. به همین سادگی
 
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٢ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |

 

سلام دوستای گلم خوبید؟منم خوبم

سال نو همتون مبارک باشه

امیدوارم امسال بهترین سال براتون باشه،پر از شادی و

خوشبختی.

امیدوارم سالی پر از پیروزی و موفقیت باشه.

سالی پر از برکت.

این سفره هفت سین رو هم درست کردم و گذاشتم تا سفره

هفت سین وبم هم بشه.


 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٩ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin