بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

فقط واسه خنده....همین

طنز نوشته های جدید

بپر ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۸ ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


بـــــعضی وقـــــتــــا هستـــــــ کــــــــهـــــ.....

 

بـــــــــعضی وقتا هســـــت کــــــه دوس داری کـــــــنارت

بــــاشه…

محــــکــــم بـــــغــــلـــــت کـــــــنه…

بـــــذاره اشــــــک بریزی راحــــــت شــــــی….

بعــــــد آروم تو

گوشـــــت بگـــــه: ” دیوونــــه من که باهـــاتم

 

 

دلم درد میکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــد….

انگــــــــــــــــــــــار….

خام بودنــــــــــــــــــــــــــــد…

خیال هایی که به خوردم داده بــــــــــــــــــــــــــــــــودی…!

 

 

به انــــتهـــــای بـــــــودنمــــــ رســـــــیــــده ام…

امـــــا …

اشــــــکــــــ نمــــــی ریزمـــــــــ…

پنهــــــان شده ام پشـــــــت لبخـــــندی که درد میکنــــــد…

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٠ ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


 

 

نقشه هایی که من تو دبیرستان در فرار کردن ازمدرسه داشتم

مایکل اسکوفیلد توی فرار از زندان نداشت

من حیف شدم! :|



نمی دونم چه حکمتیه

اینا که میرن بدنسازی اصرار دارن که اصلا سردشون نمی شه!


ملت چه بیکارن !

یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…

دیگه تماس نگرفت

بعد چند روز اس داده :

ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟


تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی

میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست!


برنامه ریزى هاى من روى کاغذ ، شبیه برنامه ى روزانه ى مرحوم دکتر حسابیه

ولى در عمل مثل کریم آقمنگل زندگى میکنم :|



هیچ کس عادامس شیک رُ واسۀ وجودش نمی خواد …

سرنوشت آدامس شیک ؛ بقیه پول بودنِ !



بوی شوم امتحان آید همی / یارصفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم / دل به امید تقلب بسته ایم

مابرای کسب مدرک آمدیم / نی برای درک مطلب آمدیم

(ایام جانسوز امتحانات برشما دانشجویان و دانش آموزان کوشا تسلیت!)



رفیق داداشم رفته بود مصاحبه برای استخدام:

+ امسال سال چیه؟

- نهنگ

+ پاشو برو به بعدی بگو بیاد تو

رفیق داداشم :|

خدا کنه تا بیشتر از ۹ ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰

بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا …

خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده …



به کافه چی گفتم همان همیشگی . . .

نگاه سنگینش را به چشمانم انداخت و گفت : خفه بابا ، مثه آدم بگو چی می خوری ؟!


از تفریحات من تو دوران بچگی این بود که اب بریزم رو بخاری

صدای ” تـسس ” بده خرکیف بشم

اون موقه آیپد نبود که بازی کنیم ، با این چیزا سرگرم میشدیم !



بچه های دانشگا رو از روی محل نشستن سر کلاس طبقه بندی میکنم.

ردیف اول :حال به هم زن

وسطی ها :یه سلام علیکی داریم

ته کلاس :دمشون گرم.

اونایی که اصن کلاس نمیان: اینا رفیقمن


در خونه رو میزدن!

دخدر داییم ۵ سالشه!

جواب داد : کیه!؟

زن همسایه مون پشت در به شوخی گفت: منم منم مادرتون!

من رفتم در رو باز کردم, بنده خدا میخواس سکته کنه!

گفت : ببخشید مادرتون هستن؟ گفتم : نع ، فقط من و حبه انگور هستیم



خیلی بده یه آهنگ عشقولانه یاده ۵ ۶ نفر بندازتت تمرکزتو رو آهنگ از دست میدی !



کار از فرهنگ سازی گذشته

باس منقرض شیم یه گونه جدید بیاد !


شمام وقتی یه ادکلن گرون قیمت میخرین ، هربار که استفاده میکنین

یه نگا بهش میندازین که یه وقت تموم نشه؟!

یا من فقط اینجوریم!؟



یکی نیست به بعضیا بگه انقدر به اون تیپ و قیافت نناز

ما به اون آدامس ۵۰ تومنیا هم میگیم شیـــــــــک !



رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین؟

میگه کتابشو؟
گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه…..!



بعضی دخترا اصلا” گریه نمیکنن حتی اگه شکست عشقی بخورن

نه اینکه سنگ باشن نـــــــــــه

ریمل گرووووونه !



دیشب سوار پورشه ام شده بودم و توخیابون دور میزدم باهاش

یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد!



یکی از بهترین احساس های دنیا :

از خواب بیدار بشی و نگران این باشی که الان وقت بیدار شدنت بوده

ولی ببینی که هنوز ۲ ساعت مونده و میتونی بازم بخوابی …

خداییش بد میگم !؟



اصلا شور و شعف خاصی توی جمله “دیدی گفتم” وجود داره !

لامصب یه جور احساس دانایی خفن به آدم دست میده اون لحظه !



با دختری که میگه “میسیییی” به جای “مرسی” باید درجا قطع رابطه کرد

چون تا بیای براش توضیح بدی که نگو “میسییی”

بهت میگه “چلااااااا؟؟”



از لذایذ جدیدی که کشفش کردم :

برق بره یه چسب برداری بری تو کوچه بری با چسب

زنگ در خونه های مردم رو بچسبونی

موقع برق اومدن یک عروسی در کوچه داشته باشید!!



رفیقم رفته دسشویی -یهو داد زد “واااااایییی”

گفتم چی شد؟ گفت :”مسواکم افتاد تو اون سوراخه!

بهش گفتم خونسرد باش بابا -فک کردم چی شده!

دیدم خیلی خونسرد اومد مسواکشو شست -گزاشت دهنش!

–نمیدونستم اینقد حرفام تاثیر گذار میتونه باشه !


یکی از اعصاب خورد کن ترین کارایی که یه پدر و مادر میتونن

بکنن اینه که وقتی پای کامپیوتر نشستی بیاد پشتت وایسه

و الکی دنبال یه چیزی بگرده !


آقا تا دیروز فک میکردم فقط منم که میرم توالت ۳۰ نفر به گوشیم زنگ میزنن

دیروز رفتم یه توالت عمومی

یه لحظه فکر کردم اومدم مخابرات

یکیشون که فکر کنم تو توالت چند تا معامله با گوشی انجام داد !



یکی از شیرین ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که

ناظم یا معلم پرورشی سر زنگ ریاضی میومد در کلاس

میگفت بچه های گروه سرود میتونن برن!

یادش گرامی باد

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱٧ ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


دفتر مشق

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...دخترک خودش را جمع و جور کرد ،
سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله
خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره
شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟
فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن...  اونوقت میشه
مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر
خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه... اونوقت... 
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک
نکنم و توش بنویسم... 
اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم... 
معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا... 
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد...


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


دلـــم گرفته ، از همه دوست داشتنهایی که گفتی ولی نداشتی .

این پست رو برای سمانه جونم گذاشتمماچ

 
به صدایت که معتاد شدم 
رفتی !!!
حالا هر روز
 خاطره تزریق میکنم …
 
 

 
قطارها بیهوده میپرسند 
چی ؟ چی ؟
نمی دانند در انتهای ریل ها
 هیچکس و هیچ چیز در انتظارشان نیست …
 
 
 

 
 
بالاتر از سیاهی هم “رنگ” هست …
مثل 
رنگ این روزهای من !
 
 

 
 
ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ 
 ﭘﻴﺶ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺴﺘﯽ …
 
 


مهربانیت از دور چقدر نزدیک است...
و عجیب حس میکنم که
جغرافیا دروغی تاریخی است...!
 


هی تو 
که گذشتی
 از من...
او هم
 از تو می گذرد..
 

 
همه ی..
دردم همین بود..!!
عشقش بودم..
 وقتایی که عشقش نبود..!
 

 
 
سختــ استــ ببـازﮮ
تمــامـِ احسـاسِ پـاڪتــ را
و هنـوز نفهمیـده بـاشـﮯ
اصلـاً دوستتــ داشتــ ؟!
 
 

 
دگـــــــر تــــــقــــــدیـــــــر را
بـــــرای نــــــیـــامــد نــت بـــهــانـه نـــکـــن !!!!
مــــرد بـــــــاش...
و بـگــــــو نــخـــواســــتـــــــی.... 
و نــــــیـــامـــــــدی....!


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٧ ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


تبریــــــــــــــــــــک

آغاز سال 1/1/4 به تمام بازماندگان دنیا قبلی مبارک!

خوشحالم تو هم زنده اینیشخند

برام خیلی جالبه با این که این خبرو هیچ رسانه ی معتبری تایید نکرد این خبر به سرعت

پخش شد و جالب تر اینکه به مردم اطرافم که دقت می کردم می دیدم بدون هیچ

مقاومتی در برابر این خبر به استقبال مرگ می رفتن همون ادما با این که می دونستن

میمیرن هیچ تلاشی برای اخرین روزای عمرشون نکردن،به همون کارای بدشون ادامه

دادن اگه با کسی مشکلی داشتن نخواستن برطرفش کنن.

به هم دیگه که می رسیدن می خندیدن می گفتن میدونی دنیا داره تموم میشه!:ا

نمی دونم چرا ادما هر چیزی رو که میشنون باور می کنن و در موردش فکر نمیکنن

و با منطقشون نمی سنجن.

باز اینم خـــــــــــوبه!

چهار تا چیز دیگه میذارن رو حرفه تحویل نفر بعدی میدن اونم سریع باور میکنه

یه کم با احساسش می سنجه و چهار تا چیز دیگه میذاره روش تحویل نفر بعدی میده

جــــــــــــــدی چی داره به سرمون میــــــــــــــــــــاد مـــــــــــگه عقل تو سرمون

نــــــــــیــــــــــــــــســـــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــــ


 

 

 

پ.ن:با تشکر از :ا در نوشتن غر غر های من:ا

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۳ ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()