بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

 

قلبت را آنقدر ازعاطفه لبریز کن که اگر روزی افتاد و شکست
همه جا عطر گل یاس پراکنده شود

 

پـــــدرش بهش گفــــت: این  ۱۰۰۰تا چســـــب زخم رو بفــــروش تا برات کفش بخرمـــــــ …
بچــــه نشستـــــــ با خودش فکـــر کرد، یعنی بایـــــد آرزو کنم
 نفــــر ۱۰۰۰یه جاشــــون زخم بشــــه تا مـــن کفـــــش بخرمــــــ؟ 
ولش کن ، همین خوبه …

 

گاهی پروانه ها هم

اشتباه عاشق میشوند

بجای شمع

گرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند …

 

 

ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪدلت ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﺭﺍﻣﺖ کند؟
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ ﭼﻪزنی ﺗﻮﺍﻧﺎیی ﺁﺭﺍﻡ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ؟
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ حق ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ…
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ حقت ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ…
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ، ﻧﻤﺎﯼ ﮐﻮﻫﯽ ﺭﺍ داری، ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ…
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭﺷﻦ می کنی ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺩﻭﺩﺵ ﭘﻨﻬﺎﻥ می کنی…

 

چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک برای

نچکیدن !!

 

زمانی بود که گمان می کردم که به نهایت درد رسیده ام

اما نه! از آن دورتر هم می شود رفت.....

 

پایان سریال دروغ هایت بود آخرین لبخندت

و چه ساده بودم من که تا تیتراژ پایانی به پای تو نشستم

 

 

مــن و تو

دو نیــمه ی یــک سیــب بودیـــم

تــو را یکی بــرد

مــرا کرم خـورد

 

هیس…

حواس تنهایی ام را

با خاطرات

باتو بودن

پرت کرده ام…بگو کسی حرفی نزند…

بگذار

لحظه ای ارام بگیرم

 

 

آنقدر به مردم این زمانه

بی اعتمادم که میترسم

هرگاه از شادی به هوا بپرم

زمین را از زیر پایم بکشند…

 

گـاهـــی بـــا دویــــدن برای رسیدن به کـســـی،

دگــــر نـفـســــی بـــرای

مــانـــدن در کـنـــار او باقـــی نـــخواهـــد مــانــد . . .


+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٦ ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


غرغر نامه

(این پست با عجله و بدون ویرایش نوشته شدهنیشخند)

سلام بچه ها این اخرین پستمه البته تا اخر امتحانای ترم

اگه بدونید تو چه وضعی گیر کردم شبا که میخوام بخوابم هزار بار خودمو لعنت میکنم که

چرا اومدم رشته تجربی دوباره صبح که با اعصاب خورد بلند میشم اونم 4 صبح کلی غر

میزنم معلما روزی سه چهارتا امتحان میذارن هر کدوم از امتحانارو ندیم درجا صفر میذارن

علامه دهر ک نیستیم والاااااااا بیشتر از همه دلم از دست عربی خونه خدایی شماها تو

این 6 سال که عربی خوندید تونستید حرف بزنید؟همیشه با خودم فکر میکنم که اگه

با یه عرب روبه رو شدم و شروع کرد به حرف زدن باید چی کار کنم طبق چیزایی که

یادمون دادن ترجمه میکنیم اونم شــــــــاید تونستیم بعدشم میگردیم فعل و فاعل و

مستثنی مفرغ و معتل و بقیه رو تو حرفاش پیدا میکنیم بهش میگیم نه؟

امسالم ک نهایی داریم به خاطر انتخابات دو هفته دیگه امتحان ترمامون شروع

میشه از استرس زیاد معده درد میگیرم از دردش بیشتر حرص میخورم کارم به سرم

میکشه بعضی روزانیشخند

اون روز دکتره کلی سرم غر زد می گفت کشتی خودتونیشخند

اون دفعه هم که سرم زدم حساسیت داشتم نفسم بند اومد کلی تاولم زدم اصا یه

وضیاوه

دلیل مرگمو در اینده هم کشف کردم یا از گرسنگی میمیرم یا از بی خوابینیشخند

الانم احساس میکنم ک انگار دارم بچمو  میذارم پشت درناراحت

بهتون سر میزنم چکه کن بر باور من هم یادتون نرهنیشخند

وقتی هم بیام ویژه ترین پست رو تو این دو سال قراره بذارمچشمک

تا اخر امتحانای ترمbye byeماچ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:میگم هممون قاطی کردیم میگین نه

ما دوشنبه ها 4 ساعت فیزیک داریم و دوساعت بعدش ریاضی و بعد زبان فارسی

ریاضی که تموم شد زنگ خورد زهرا کیفشو جمع کرد رفت از کلاس بیرون که بره خونه

همه جیغ و داد کجا داری میری با خنده اومده تو کلاس میگه فکر کردم امروز چهارشنبس

پریسا هم از همه بدتر با اعتماد به نفس میگه اسکل امروز که سه شنبس من دیگه

قشنگ روز زمین از خنده دراز کشیدمنیشخند

از دست رفتیمقهقهه

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٤ ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()