بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

نهههههههههههههههههههههههههههه

امروز صبح میخواستم برم مدرسه و تا دو دقیقه دیگش

سرویسم می اومد وقتی در خونه رو باز کردم چشمام چهارتا

شد اولش فکر کردم توهم میزنم ولی یه هو دیدم نیستن کفشا

رو میگم یه هو تو راه رو وایستادم و با صدای بلند گفتم

مااااااااامااااااااااااان بییییییییا حاااااااالاااااااا چی کار کنم مامانم اومد

و دید بله کفشا رو بردن اونم با جا کفشی ولی لطف کردن یه

جفت دمپایی برامون گذاشتن که یه موقع تو مدرسه پا برهنه

نباشم تازه اون دمپایی خوشگلم که صورتی بود رو یه لنگش رو

برده بودن یه لنگه دیگش افتاده بود رو زمین بابا هم از انباری

کفش کوهنوردیم رو اورد منم مجبور شدم اونو بپوشم و برم

مدرسه ولی تا اخر از کلاس جم نخوردم سه جفت کفشم رو

برده با یه لنگه دمپاییم بمیری ایشا..... حالا چه جوری برم کلاس

زبانم 

 


 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٦ ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()