بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

اخه چرا

هیچ وقت فکرشو نمیکردم همچین اتفاق هایی برام بیفته اتفاق هایی که باعث بشه من تبدیل به یک دختر دیگه بشم هر کسی ظاهرم رو ببینه میگه من تا الان دختری ندیدم که مثل تو این قدر خوش خنده باشه همه فکر میکنن من چه دختری شادی هستم هیچ کس نمیدونه این حفظ ظاهره هیچ کس نمیدونه وقتی دارم لبخند میزنم دارم از داخل میشکنم تک تک استخوان هام داره خورد میشه و صداش تو تنم میپیچه ولی من بیشتر می خندم هیچ کس جز خودم نمیدونه بهترین ادم زندگیم چه بلایی سرم اورده  فکر میکردم اون تنها کسیه که قلبم رو خط خطی نمیکنه ولی اون زخمای قلبم رو ریش ریش کرد فکر میکردم دوستم به من دروغ نمیگه فکر میکردم صندوقچه راز های منه اما اشتباه میکردم اون همه رازهام رو به بدترین شکل فاش کرد فکر میکردم تکیه گاه من کسی که زمان های تنهاییم رو پر میکرد به من خیانت نمیکنه اما زمانی که بهش احتیاج داشتم به بدترین شکل بهم خیانت کرد .فکر میکردم اگه  از ته دلم با دیگران مهربون باشم اونا هم با من مهربونن اما خشن ترین رفتارو باهام داشتن . اخه چرا به هر حال یه روز شما ها هم به یکی احتیاج پیدا میکنید باید کمک کنید تا کمکتون کنن شماهایی که با دل دیگران بازی میکنید بدونید دنیا همین طوری نمیمونه یه روزی یکی هم با دل شما بازی میکنه فکر نکنید محبت رو فقط باید دریافت کنید چون اونی هم که داره بهت محبت میکنه مثل خود تو به محبت احتیاج داره. چه قدر باید ظالم باشید که بشینید و ببینید که یه پیرزن و پیرمرد چشم به راهن که شماها در بزنید و برید ببیندشون ولی سالی یه بار اونم برای عید دیدنی پیش اونا میرید میدونید چه قدر برام درد داشت وقتی اشکاشون رو به خاطر این کارا دیدم تا حالا فکر کردید اگه یه روزی شماها هم پیر بشید و کسی به داد شما نرسه شماها چه حسی پیدا میکنید .تا حالا خودتون جای کسی که کار بدی در حقش کردید گذاشتید؟شاید اگه خودتونو جای اون میذاشتید دیگه این کارارو نمیکردید

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٩ ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()