بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

من کیستم...

 

من« دوشیزه مکرمه» هستم، وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی

دلم آب می شود/من «همسری مهربان و مادری فداکار» هستم، وقتی شوهرم برای

اثبات وفاداری اش- البته تا چهلم- آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه شهر

به چاپ می رساند/من «زوجه» هستم، وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه

روز به حکم قاضی دادگاه خانواده قبول می کند به من و دختر شش ساله ام ماهیانه

فقط بیست و پنج هزار تومان ، بدهد/«خوشگله» هستم، وقتی پسرهای جوان محله زیر

تیر چراغ برق وقت شان را بیهوده می گذرانند/من «مجید» هستم، وقتی در ایستگاه

چراغ برق، اتوبوس خط واحد می ایستد و شوهرم مرا از پیاده رو مقابل صدا می زند/من

«ضعیفه» هستم، وقتی ریش سفیدهای فامیل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را

بگیرند/من «مادر» هستم، وقتی مورد شماتت همسرم قرار می گیرم چون آن روز به یک

مهمانی زنانه رفته بودم و غذای بچه ها را درست نکرده بودم/من «زنیکه» هستم، وقتی

مرد همسایه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشینش در پارکینگ می شنود/من

«یک کدبانوی تمام عیار» هستم، وقتی شوهرم آروغ های بودار می زند و کمربندش را

روی شکم برآمده اش جابه جا می کند/من «بانو» هستم، وقتی از مرز پنجاه سالگی

گذشته ام و هیچ مردی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف بکند/من در ماه اول

عروسی ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمی، عزیزم، عشق من، پیشی،

قشنگم، عسلم، ویتامین و...» هستم/من در ادبیات دیرپای این کهن بوم ؛ « دلیله.

محتاله، نفس محیله مکاره، مار، ابلیس، شجره مثمره، اثیری، لکاته و...» هستم/من «

مادر فولادزره » هستم، وقتی بر سر حقوقم با این و آن می جنگم/مادرم مرا به خانواده

داماد « کنیز » شما معرفی می کند.../من کیستم؟

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٧ ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()