بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

اینم از عید من:)

سلام بچه ها بابت تاخیرم معذرت

چند روز پیش دختر عمم بهم گفت مریم چرا نمیشه واسه وبت نظر گذاشت

دیدم به به دسته گل به اب دادم قالبی که واسه بلاگفاییا درست کردن رو دست کاری کردم

گذاشتمش واسه پرشین بلاگ که این طوری شد واقعا ببخشید

 

حالاااااا بپر ادامه مطلب


خوووووووب اینجا رو که می بینید کل تههههطیــــــــــــلات منه

امسال برای دومین بار رفتیم ابادان من عاشق جنوبم اونجا رو با هیچ جایی عوض نمیکنم

این بار تصمیم گرفتم واستون تعریف کنم چی کارا کردم و کجاها رفتم

اینجا شوشه ی چند ساعتی تو شهر گشتیم

اینم که می بینید قلعشه خیلی باحاله فرانسویا برای ایران درستش کردن

 

اینم داخلشه  مثل موزه درستش کرده بودن دقت کنید مثل موزه در اصل میشه راحت خرابشون کرد

دستگاه ظهور عکسو نگا خیلـــــــــــــــــــــی باحاله

این ماشینه هم بود حساب که کردم دیدم بیست سال از پیکان جوون تره ولی قیافش

باحاله من عاشق این جور ماشینامنیشخند

 

بالا تر از این قلعه ی تپه بود که اثار باستانی داشت ولی من چشمم به ی چیز دیگه

خورد اونم چیزی نبود جز این شترانیشخند

خلااااااصه به بابا گفتم من شتر سواری میخوام اونم گفت اومدی اثار باستانی ببینیا

چ وقت شتره دوباره دلش نیومد سوارم کرد چشمتون روز بد نبینه همین که شتره بلند

شد حس کردم سوار اتوبوس دو طبقه شدم قلبم داشت مثل گنجشک میزد گفتم الانه

که بیفتم پایین کمرم از وسط نصف بشه همینجا اعتراف میکنم تا جون داشتم جیغ زدمنیشخند

بعدشم  رفتیم خرمشهر اینم پلـــــــــــش یه فلافل فروشی بود رو شیشش نوشته بود

عاشق هر کی شدم ازم شارژ خواست هر کی رد میشد واکنش نشون میداد

اقااااا یه نمایشگاه اون طرف خیابون بود که این ماشینا توش بود منم اصا ی وضی هی

به مامان اینا گفتم من نمیام بهم گیر میدن ضایییه میشمنیشخندولی بردنم تو خدارو شکر

چیزی نگفتن نمیدونم دیدین یا نه شبکه یک هر روز با یکی تو این نمایشگاه مصاحبه

میکرد اونا هم اونجا بودن هی به مامان گفتم این بچتو ببر تحویلشون بده(مینو رو میگم)

ماشالا تا الان خودشو سه بار به غش کردن زده جالبه هر سه بارم باور کردیم کلی

ترسیدیم زدیم خودمونو کشتیم یه ذرررررره نخندید حالا این گوشه ای از کاراشه

 

 

بعدشم رفتیم ابادان

 

 

بعدشم سوار این کشتی شدیم داخلش موسیقی زنده داشتن کلی زدن

و رقصیدن عراقیا هم داشتن ماهی گیری می کردن و اون طرفم که خاک عراق بود

واسشون دست تکون میدادیم (مثل این ندید بدیدا)نیشخند

اینم کشتی تایتانیکهنیشخند

 

بعدش هم که رفتیم همدان خونه مامان بزرگرم مثل بچه های خوب نشستم درس

خوندم

بهههدشم اینم از سیزده بدرمون همراه با عشقم اینم عکسشه

 

 

 

اینم از عیدی امسال من از طرف پدرم

اسمای مختلفی داره لنگه کفش-اینه حموم-اینه اتوبوس-سینی-افتابه و بگیر برو.....

ایشونو هم یه هفته پیش خریدیم

فعلا سلام کردنو بلده

صدای های مختلفی مثل بلبل-میمون-طوطی-جیغ دخترونه-اژیر پلیس و بلافاصله بعدش

صدای ترمز و صدای خنده منو بلده بعضی موقع ها کاملا احساس می کنم وسط امازونم

 

جدیدا هم خبردار شدیم عکاسی و وبلاگ نویسی اول شدم من رییس شورام شورامون

هم اول شده نیشخندغصم گرفته چطوری برم جایزه رو بگیرم اینقد ارزشمنده ادم خجالت زده

میشه پارسال وبلاگ نویسی تو کشور اول شدم نگم چی گرفتم سنگین تره ی هفته

سوژه شده بودمابله

اقـــــــــــــــا زنگ زدن گفتن بیا مدرک دیپلم زبانت امادس تا نیم ساعت داشتم میخندیدم

کلاااااااا خسته نباشــــــن اینا. این واسه سه سال پیشه ضایس بریم اینو ازشون بگیریم

اصا ی وضی ولی میرم میگیرم یکم بخندیم روحمون شاد شهنیشخند

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۱٧ ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()