بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

دعوا

امروز با همسایمون دعوامون شدعصبانیقضیه از اون جا شروع شد که ما بخاطر اهنگ زدناش ازش شکایت کردیم (امروز صبح) عصر شد و خواستیم بریم برای عید خرید کنیم من و بابا اومدیم تو کوچه بابا خواست سوار ماشین بشه که یه نفر هیکل شیطان از راه رسید و زد تو گوش بابام خلاصه بابا کم نیاورد و زد تو چشمش بعد عینکش مثل شخصیت های کارتونی تو صورتش خورد شد و ریخت پایین من از ترس جیغ زدم و همسایه های کوچه و ساختمون ریختن پایین چشمتون روز بد نبینه اومد بابا رو بزنه منم رزمی کارم با پام یکی خوابوندم تو شکمش قاطی کرد اومد منو بزنه یکی از تو کوچه دوید و منو برد کنار رفت سمت بابا دست کرد تو چشمش که چشمش رو در بیاره دویدم و با تمام وجودم چنگ انداختم تو صورتش و ناخن هام که هیچ وقت نمی شکست  شکستگریهبابا رو ول کرد بابا از فرصت استفده کرد و اجر برداشت و زد تو صورتش پوست صورتش بلند شد چنگ انداخت تو گوش بابا منم یه پاکات باحال و محکم چسبوندم تو صورتش یه هو میخکوب شد هرچی فهش از دهنم در اومد بهش گفتم همه ی کوچه کپ کرده بودن خودم هم نمی دونستم این قدر اعتماد به نفس دارم خلاصه پلیس اومد و مردرو برد حالا بابا وکیل گرفته امید وارم بمیره                   

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٩ ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()