بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

رکورد دار سوتی های سال

با تمام انرژی وارد کلاس زبان شدم وبا صدای بلند به همه سلام کردم چون کلاسامون مجهز به کامپیوتر شده بود یه اقا داشت با قفل در کمدی که توش کامپیوتر بود کشتی می گرفت (فکر کردم تعمیر کاره) پس بدون سلام و حتی بدون این که نیم نگاهی بهش بیندازم زیپ کیفم رو باز کردم سی دی که از دوستم قرض گرفته بودم بهش دادم و گفتم خیلی باحال بود تحت تاثیرش قرار گرفتم دیدم همه ماتشون برده به من انگار برق گرفتتشون به دوستم گفتم تا چند روز دیگه سی دیت رو برات رایت می کنم با اهستگی گفت دستت درد نکنه اقاه با لبخند به من گفت کدوم کتابی (فقط یه ترم دیگه دارم تا درسم تموم شه ) با انرژی تمام گفتم یکی مونده به اخر خندش گرفت گفت چی؟ گفتم بابا یکی مونده به اخر با خنده از کلاس رفت بیرون به بچه ها گفتم این دیگه کی بود گفتن رئیس اموزشگاه همون جا خشکم زد و تا اخر کلاس از خجالت داشتم می مردم (حتما به خودش می گه که من چه قدر کله پوکم)اوهگریه

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۸ ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()