بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

سوتی سال

یه روز خونه ی یکی از همسایه هامون نهار دعوت بودیم خالش هم خونشون بود وقتی نهار رو خوردیم مامان به من گفت که سفره رو پاک کنم منم یه دستمال کنار سفره دیدم که گوله شده بود با کمال بی خیالی دستمال رو برداشتم و شروع کردم به تمیز کردن یه هو خاله همسایمون گفت ببینم شعله روسری منو ندیدی هر جا رو می گردم پیداش نمی کنم یه هو دستمال رو که باز کردم دیدم روسری خاله ی همسایمونه از خجالت همون جا اب شدم رفتم تو زمین  چون اون روسری دیگه به یه دستمال کهنه هم شباهت نداشتقهقههاوه

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٩ ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()