بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

بازم سوتی

بازم یه سوتی دیگه دادم  اگه مطالب قبلی رو خونده باشید سوتیم رو در رابطه با مدیر اموزشگاه نوشتم

امروز از ماشین پیاده شدم رفتم داخل حیاط صدای رویا رو داخل راه رو شنیدم اومدم تندی برم داخل راه رو که یه هو دیدم رفتم با کله تو یه چیزی عقب عقب اومدم دیدم یه اقاهس    گفت خیلی معذرت می خوام منم از خدا بی خبر یه نگاه طلب کارانه تو صورتش کردم و گفتم اشکالی نداره خواهش می کنم وقتی اومدم تو راه رو رویا بهم گفت می دونی کی بودگفتم نه گفت پسر مدیر اموزشگاه  اخه شما بگین این شانسه من دارم یه بار با پدرش یه بار با پسرش

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٧ ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()