بوسه شیطنت آمیز

ツ● • ٠هر کسی رو تو قلبتون راه ندید...جای آفتابه که تو بوفه نیست ...|:

{اینجا با بودَنِتـ کار دارَنـ نَهـ نَبودَنِتـ}

 

به بعضیا باس گفت :

 

اختیار داری ؟! شما سگ کی باشی

 

 

 

میگن خدا روز قیامت از تک تک کارای ادم سوال میکنه...

اخ...

دوست دارم روز قیامت خدا ازم بپرسه واسه چی دلت شکست

 

قــــــــیــــــــامت میکنم....

 

روی صحبتم با اون پسراییه که میگن دختر خوب وجود نداره◕‿◕

دختر خوب وجود داره اما جلوی تو و امثال تو نمیپلکه...◕‿◕

دختر خوب با ارایش جلفش

مانتوی کوتاهش

رنگای جیغ لباسش

خنده های مستانه ش

جلف بازیاش

چشم تو و لاشخورای دورتو دور تن و بدنش نمیچرخونه

با دوستاش بلند نمیخنده

شیطونی هاش زیر زیرکیه

تا نصف شب بیرون نمیمونه

عاشق ماشینت نمیشه

وقتی بیرونه چشاش نمیچرخه

دختر خوب با خانوادس

دختر خوب با حرکاتش امار نمیده

اره...دختر خوب هست کافیه چشاتو از عروسکای خود ساخته و عملی دورت بگیری

ادم شی یاد بگیری با احساسات پاکش چجوری رفتار کنی

چجوری حرف بزنی که دلش نشکنه...

با دیدن یه داف بقول خودت حاجی چه تیکه ایه

دوستیتو باهاش بهم نزنی

اون موقس که دختر خوب رو میبینی

بدست اوردنش سخته اما پیداش میکنی

 اره دختر خوب هست اما واسه دیدنش باید مرد باشی

 

نه نر.... 

به بعضیا باید گفت اونی که سرد برخورد میکنه به دل میشینه کولره نه شما عزیزم

 

 

وقتی یکی اخلاقش باهات بد میشه...

بدون یه جای دیگه اخلاقش خـــــــــیــــلی خوب شده... 

گرگ باش!!

مغرور!!

بر شب پادشاهی کن...

میخوای خنجر بزنی از روبه رو بزن

مثل گرگ تعصب داشته باش

مثل گرگ حتی به شیر هم رحم نکن...

مثل گرگ رو در رو حق بگیر...

به مانند گرگ باش...

دشمنانت را گاز بگیر...

دوستانت را لیس بزن...

گرگ باش دشمن را بدر...

در برابر سگان ولگرد بی تفاوت باش...

انها با پارس کردن های بیهوده زنده اند...

گرگ باش...

بی اعتماد...

بی اعتنا...

همیشه با گله اما تنها...

مثل گرگ مرد باش... 

+ نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/٧ ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


ســـــــــــــالـــــــــ نـــــــــو مبـــــــــارکــــــــ

عید نزدیکه...

 

دلم به حال اون پرورشگاهی

 

میسوزه که نه پدر و مادری هست

 

بهش عیدی بده و نه فامیلی...

 

بیاین برا سلامتیشون دعا کنیم

 

ﺳﺎﻝ 92 ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٢٧ ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


به نام یکتا مهندس هستی....

عکس های خفن

عید که میگذره کم کم حس میکنی که داری

به کنکور نزدیک میشی.یواش یواش بوی

کنکور بلند میشه.نمنمک استرس و نگرانی میاد

سراغت.تا قبل عید همش فکر میکردی....

(اووووکو تا کنکور کلی وقت مونده.از فردا

شروع میکنم و جدی میخونم.این هفته رو

استراحت میکنم ولی از هفته بعد شروع

میکنم...)تا اینکه عید سر میرسه و 10-15

روز عید مثل برق میگذره.

 

بعد عید همه چیز رنگ جدیدت به خودش

میگیره.زندگی خشن و سخت میشه.هی تند تند روز میشه و شب میشه.روند دنیا تغییر

میکنه.دوره

تناوب عقربه های ساعت نصف میشه.سرعت

زاویه ای چرخش زمین به دور خودش دو

برابر میشه.تا کتاباتو باز میکنی که یکم درس

بخونی سه چهار ساعت گذشته.دست پخت

مادرت طعم همیشگی رو نداره.غذاهایی که

میخوری انرژی کافی ندارن!نور چراغ اتاقت

انرژی تابشی کافی نداره.توان عدسی چشمات

کم شده.صدای وزوز پشه ها چند دسی بل

بیشتر شده.تمام صدای اطراف(حتی اونایی که

بسامدشون از 20هرتز کمتره یا از 20 کیلوهرتز بیشتره میره تو مخت).جی زمین

میشه 100 متر بر مجذور ثانیه.احساس میکنی

وزنت 10 برابر شده.زاویه شیب خیابونای شهر

دو برابر شده.خونه که میای یا وقتی که

میخوای بری مدرسه حسشو نداری که کیف

سنگین و پر کتابتو که حالا وزنش دو برابر شده

از سر بالایی هایی که حالا زاویه ی اونا دو

برابر شده بالا بکشی.

اسمون خاکستری شده.همه طول موج های

خوش رنگ نور خورشید توسط عناصر جو جذب

میشه و تنها خاکستری به زمین میرسه.دنیا

دور سرت گیج میره و میخوری زمین.

همش به خاطر اینه که یه عالمه کار داری و

یه خورده وقت!اینجاست که ای کیوت باید کار

کنه.باید از وقتت بهینه استفاده کنی باید توی

کمترین وقت بیشترین استفاده رو ببری.باید

بری سراغ خیز کتاب.دیگه نباید وقتتو صرف

کتاب های حاشیه یی کنی که نصف مطالبشون

سال هاست توی کنکور نمیاد.باید ببینی کنکور

چی میگه.به کجاها علاقه داره!این جور مواقع

بهترین راه بررسی کامل کنکورهای

اخیره.اینکه از چه مباحثی چندتا سوال

میاد.اینکه سوال ها چه طور مطرح میشن.چه

سوال هایی پایه ثابت کنکورن.و از چه جاهایی

تا حالا سوال نیومده.....

پس برین سراغ این کار و مطمئن باشین که

همه چی ارومه.....

 

معلم فیزیک اقای علائی

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۱ ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


به بعضیام باس گفت عزیزم من چاییم سرد میشه میریزمش دور چ برسه به تو

رایگان
 
 
!!!! مـסּ یـڪ دخــترمـ !!!!
 
خـ♥ـالقــمـ بـﮧ ناممـ سوره اﮮ نازل ڪـرد ...
 
متــــــرو برایمـ جایگـــــاه ویژه ساختـ ...

!!!! مـסּ دخــترمـ !!!رایگان
با تمامـ مردانـگـﮯ ﮩـایتـ نمیتوانـﮯ بفهمـﮯ صورتـﮯ برایم یـڪ دنیاستـ ...
نمیتوانـﮯ بفهمـﮯ عـشـق بـﮧ لاڪ قـرمـز را ..
 
 
گریه ڪردסּ بـدوסּ خجالتـ ...
نماز با چادر سـفـیـد را ...

 
درڪ ڪردنش در توانتـ نیستـ ...رایگان
رایگان
 به لب های ساده ات بیاموز . . .
لب های وحشی هر هرزه ای لایق بوسه های آتشینت نیست . . .

کسی را ببـــــــــــــــــــــــــوس . . .

که حرمت بوسه را بداند و حداقل بخاطر بوسه هایت . . .

فردا که از کنارت رد شد . . .

با نیشخند نگوید

فاحــــــــــــشه
رایگان
آهای تو؛ 
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻬﺶ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ

ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺑﯽ که ﺩﺍﺷﺘﯿﻦ ﻓﮏ ﮐﻦ
ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﺗﻮﻥ
ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺘﻮﻥ ﻭ ﺳﺨﺘﯿﻬﺎﯾﯽ که ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﺸﯿﺪﯾﻦ
ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻋﻮﺍﻫﺎﺗﻮﻥ ﮐﻪ ﻓﻮﻗﺶ 2 ﺳﺎﻋﺖ ﻗﻬﺮ ﺑﻮﺩﯾﻦ

ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺖ ﺑﺒﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺷﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﻭﻧﻮ ﭘﺮ ﮐﻨﻪ؟

ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﺷﻪ؟

ﻓﮏ ﮐﻦ ﺍﮔﻪ ﺑﻔﻬﻤﻪ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﺶ ﻣﯿﺸﮑﻨﻪ
ﯾﺎﺩ ﺍﺷﮑﺎﺵ ﺑﯿﻔﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﺑﻬﺶ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ

ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻣﻮﻧﺪ
ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭﺕ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭه ﺩﺍﻏﻮﻧﺶ ﮐﻨﯽ؟

ﺑﺒﯿﻦ ﺍﺭﺯﺷﺸﻮ ﺩﺍﺭه ﺑﺎﺯﻡ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﺷﻪ؟

ﻓﻘﻂ ﻓﻘﻂ 1 ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺟﺎﺵ ﺑﺬﺍﺭ ...

ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺖ ﺍﮔﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﻬﺶ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺪﻭﻥ

آدم نیستی
 
رایگان

بـــــــــــــرو!!!!رایگان

ترســــ از هیچ چیز ندارمــــ

وقتیـــــ یقینـ دارم بیشتر از منـــ

کسی دوستت نخـــــــواهد داشت

بیشتر از منــــ کسی طاقت کمـــ محلی هایت را ندارد

بــــــــــــرو!!!!

ترس برای چه؟؟

وقتی می دانمــ یکــ روز تُف می اندازی به رویـــــ تمام آن هایی که

به خاطرشــــان من را از دستـــــ دادی.... !..

رایگان

فقط خوب باش !

این روزها "خوب بودن"

به اندازه کافی "متفاوت" است

  این روزها همه ادعا دارن طعم خیانت را چشیده اند

همه ادعا دارن بدی را به چشم دیده اند

همه ادعا دارن تنهایی را کشیده اند

  پس کیست که دنیا رو به گند کشیده است ؟!

شـــــایــــــد مــــنــــم !!

رایگان

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﯼ . . . 

ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺯﺩﯾﺪ . . .

ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﭘﮋﻣﺮﺩﯼ . . .

ﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺘﯽ . . .

ﺻﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯽ . . . 

ﻧﺎﻥ ﻭ ﻧﻤﮑﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩ . . . 

ﺣﺘﯽ ﻧﻤﮑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﯽ . ..

ﻫﻤﻪ . . .ﺣﻼﻟﺖ ﺑﺎﺷﺪ !

ﺟﺰ " ﻟﺮﺯ ﺩﻟﻢ ﺩﺭﺍﻭﻟﯿﻦ نگاه!"

ﺣﺮﺍﻣﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺮ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﯼ ﻭ ﻓﺘﯽ

رایگان

بفهم لعنتی..!

یکبار هم بفهم!! این اسمش قلب است….

همان که در دستت بازیش میدهی!

عروسکت را میگویم!!

اسمش قلب است…..می تپید قبل از تو!

رنگ داشت!امید داشت…..!!!

تو سردش کردی…سنگش کردی….تنگش

کردی.دیگر نفس ندارم!!! پس بده..

من قلبم را میخواهم…!

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٠ ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


یه سوال : تاحالا شده وسط خنده هاتون صدایی شبیه خرناس توله شیر دربیارین !؟

هدف از آفرینش بعضی ها فقط اینه که

با بودنشون به ما ثابت میکنن که تنهایی چه نعمت بزرگیه !

لطفـــــاً
لطفـــــاً
مزاحــم کســـی کــه در حــال فرامــوش کــردن
شمـــاست نشــویــد !
خـــــودش به حــد کــافــی درد میکشــــد

 


 
 

میدونی جنتلمن واقعی کیه؟؟
اونی که حسادت بقیه زنا رو نسبت به همسرش تحریک کنه
نه اینکه حسادت همسرشو نسبت به بقیه زنا تحریک کنه.
 

 

 
 
 
ﺗﺎ ﻣﻴﺎﻱ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﻨﻲ
 
ﭼﻘــــﺪﺭ ﻭﺍﺳﺖ ﻋﺰﻳﺰﻩ,
 
 
ﺍﻭﻥ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﻲ ﻟﻴﺎﻗﺘﻴﺸـــﻮ ﺑﻬﺖ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﻴــﻜﻨﻪ!
 
 

images?q=tbn:ANd9GcRZHjT4ix-uHkRUIzz3t8f
آنقدر زیبا عاشق او شده ای که آدم لذت می برد از این همه خیانت ...
روزی هم اینگونه عاشق من بودی...
یادت هست لعنتی ...؟

images?q=tbn:ANd9GcRU7eU9GN0A3H6NwwPCUo7

 

 

 

دقیقا از زمانی که به کسی که دوسش داری میگی "I love U"

و میدونه که واقعا دوسش داری

و با "مرسی عزیزم" جوابتو میده

یهو تَه دلت خالی میشه ...
 
 
 
 
 
 
 

images?q=tbn:ANd9GcT4mT_NimeIzh7tyNc1Lnn
..... اگـه سکوت میکنـم فـکر نکــن حــــــرف واسـه گفتن ندارم !
حرفــام بـــه سایــز گوشت نمی خــوره 
جــِـــــــــــر میـــــخوره ...

 

به بعضیام باس گفت: شیری یا روباه،ببری یا پلنگ،گرگی یا،........ هر چی هستی باش مهم نیست....
ولی وقتی به یه آهو نزدیک میشی بپرس ببین صاحب داره یا نه؟!
صرفا جهت فرهنگ سازی...( کلمات هم استعاره هستن)

 

 

 

 

رفتی ؟

به سلامت!

من خدا نیستم بگویم صد بار اگه توبه شکستی باز آی ...

 

آنکه رفت به حرمت آنچه با خود می برد حق بازگشت ندارد!

 

رفتنت مردانه نبود!لا اقل مرد باشو برنگرد ...

 

خط زدن به من پایان من نیست - آغاز بی لیاقتی توست .

 

آنکه عوض شدنش بعید است ، عوضی شدنش قاطعیت ...

 

 


 

آدمها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر . . .

اگر کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای . . .

و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی آن


بین این آدم های آدم باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه . . .

 



وﻗﺘﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺪﯾﻢ ؛ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﻣﯿﭽﺴﺒﯿﻢ ﺑﻬﺶ؛
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ مطمئن ﺷﺪﯾﻢ ﺍﺯ
ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﯽ ﺩﺭﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ؛
ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺟﻔﺘﮏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ؛
ﭼﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺗﻪ تخیلی ای آﻓﺮﯾﺪﯼ ﺧﺪﺍ !!!

 

گـــــــرگــــــ هــا را دوستــــــــ دارم ...


مـــــرگـــ را مــی پـــذیــرنــد ولـــی تـــن بــه قــلاده آدمـــی نــمــی دهــنــد ...

1Swt

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٦ ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


زخــمهـایــم به طعنـه مـی گــوینــد : دوستــانــت ، چـــقدر بـــانمـــک انـــد


آیکون های Lady 3D
         

 

هر وقت تو زندگی به تــه رسیدی゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字

パステル のデコメ絵文字بشین با ته دیگش حال کنモノクロ きゃわ/// のデコメ絵文字

هی نگو رسیدم به آخر خط
(タイトルなし) のデコメ絵文字

آیکون های Lady 3D


 


 

 

 

 

 


 

مـــــهم نیست

بقیه درموردم چی فکــــرمی کنن،

مهم اینه که اونقــــدر مهمم که میشینن

درموردم

فکـــــر می کنن

 

 

یه زمانی آدمها دوســـت داشتـــن که اولین عشـــق یه نفر

باشـــن…..

الان باید دعـــــا کنن که آخریـــــش باشـــــن…

 

 

 

 

یــﮧ ωـرﮯ آבمــا هَـωـتـَـטּ . . .

ڪِـــﮧاَگـِـﮧتــو زِنــدِگیـت نبـפּבטּ . . .

الــآטּ בآشــتـﮯ بــآ خــیآلِ رآحَــت

نَفــَωـ مــﮯکشیـבﮮ (!)

 

از یه جا به بعد هر چی گریه میکنی دیگه سبک نمیشی،

از داخل تموم میشی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام بچه ها ی مدتی نبودم جواب بعضی از بچه های وبلاگ نویس رو ندادم حسابی ناراحت شدن تا یه هفته پیش سرعت نتم یهو پایین اومد اصلا نمیتونستم پست بذارم و جواب بدم بعدشم مودمم سوخت  تا دیروز نتم قطع بود امروز پست گذاشتم حتما میام سر میزنم جواب میدم واقعا ببخشید

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٩ ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


ای که دستت می رسد . . . کاری بکن

 
آقای محتــــــــــــرم
اگه ازش خسته شدی ، بهش بی توجهی نکن
اگه دیگه برات جذاب نیست ، بهش خیانت نکن
اگه دیگه حوصله شو نداری ، بهش بی احترامی نکن
اگر تو خوشی هات غرق شدی ، ازش بهونه نگیر
یادت باشه این همونیه که یه روز برات جذابیت داشت
یادت باشه این همونیه که هنوز ازت خسته نشده
بهت خیانت نکرده ، بهت بی توجهی هم نکرده
کاسه صبرش که لبریز بشه میره و دیگه برنمیگرده
به خودتون بیاید لطفا
 
 
 
 
به سلامتی دخترایی که هنوز دوس داشتنین ..‬
هنوز مردو با آهن پاره ای که زیر پاشِ نمی سنجن ...
همونایی که بوی عشق میدن ..
اونایی که مهربونن ..
همونایی که یه خورده لوسن و
اگه کسی دوسشون داشت نارو نمی زنن بهش ...
همونا که تا تهش هستن ..
به سلامتی من تو وهمه دخترای بامرام
 
غـیـرتـى شـدن بـه هـارت و پـورت کـردن
و گـیـر دادن و جـاسـوسـى کـردن نـیـسـت
غـیـرت یـعـنـى زن مـورد عـلـاقه ات
هـیـچ وقـت احـسـاس تـنـهـایـى و بـى پـنـاهـى
نـکـنـه . .


بغضــــــــــــــــــــــ ـــ هایت را نگهـــــــــــ دار...
گـاهی...
سبــــــــــــــــــــکــ ـــــــــــــــــــ نشوی...
سنگــــــــــــــــــــــ ــــــــیـن تریــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ

بکارت" را درست بخوان! 

یک بار دیگر برایت تفسیر می کنم 
 
یعنی 

صاحبش بکارت می آید، چون هنوز 

این یکی را امتحان نکرده ای!!... 

اما وقتی بکارت را از او گرفتی ، دیگر بکارت نمی آید! 

چون دیگر امتحانش کرده ای و میروی سراغ دیگری که بکارت بیاید! 

اما یادت باشد 
 

یکی هست که روزی بکارت رسیدگی کند
 
 
 

بــــاید بــِ بعضـــیا گفـــت: 

نمیــگــَـم نَـــباشی میمـــیرَم....

نمیگــَـم بی تـُــو هیچــَم....

بـ ـودی، بـ ـودی...

 نـــَــباشی، هســــتن کســایی کــه باشـَـن...

 

 

ای که دستت می رسد 
.
.
.
کاری بکن

 
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱۳ ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


واقعی ترین دل نوشتم....

 

゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字امروز یک نفر به چشمان گود افتاده ام

رنگ پریده ام و لب های سفیدم توجه کرد...゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字

゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字گفتم فقط یه کم خسته ام

گذشت...!
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字

゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字اما نمی دانست همین یه کم چه عمق زیادی دارد.

http://upload7.ir/images/37442537645671343362.jpg



゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字امان از خنده هایی که゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字

゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字وسطش بغض کنی...゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字

39998926954532220245.jpg
حتی اگه "خدا" خودش بیاد پایین واسه تضمینت


یا شیطونُ بفرسته واسه به گردن گرفتن تقصیرت 


دیگه فایده نداره 


"خراب شد تصویرت "



وقتی که انسان 


تو هر سنی 


عاشق یه چیزی میشه 


یه روزی هم عاشق مـــــــردن میشه 




چقـدر احمــق بودم کـہ اون لحظـہ هایـے کہ . . .

 

صـدام میکردے “عروسکــم ” خون میــدویـد زیر پوستـم . .

 

و بـا ” ع ش ق ” میگفتــم جانــــم . . .

 

غافـل از اینکــه واقعــا عروسکــے بیش نبودم . . . !

 

عروســک خـیمـــہ شــب بــازے . .

 


+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱ ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


تولدم مبارک

 

 

سلام بچه ها امروز تولدمه 19 سالم شد نمیدونم چرا ولی دلم نمیخواست از

18 سالگی بیشتر بشه سنم با این حال امسال بهترین سالم بود  تونستم

تولدمو کنار تموم زندگیم باشم از همه بچه های وبلاگ نویس بابت تبریکاشون

ممنونم همچنین بچه های فیس نما حدود چهارصد نفر شدید ک تبریک گفتید

نتونستم ازهمتون تشکر کنم به خاطر درسا و کنکور نمیشه زیاد تو نت بمونم

ولی از تکتکتون واقعا ممنونم  و خیـــــــــلی خوشحال شدم

همینجا هم از بچه های وبلاگ نویس همسایه عذر خواهی میکنم ک نمیتونم

بهتون سر بزنم قول میدم بعد کنکور جبران کنم

از ابجی سمانه ابجی سارا و داداش امیر ک خیلی کمکم کرد و بهش مدیونم و

سیب عزیزم ک همیشه به وبم سر میزنن و همیشه کنارمن واقعا تشکر میکنم

دوســـــــــــــــــتــــــــــتون دارمماچقلب

پ.ن:این کیکی ک عکسشو گذاشتم سوپرایز مامانمه کلی انرژی گرفتم واسه درس خوندنمژه

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٥ ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


هر ڪے בۅست خـــڵ و چــڵ בاره غم نـבاره ... בارҐ ڪــه مےگم


 

  

モノクロ きゃわ/// のデコメ絵文字+ بعضیا سَعـے دآرלּ مُخ مَنــפּ بزنـــَלּ ...

امــآ ... 

 اینــُو نمیدونــלּ کــﮧ مـלּ اصــلا مــخ ندآرم 

 تـــا حـــالا انقًد قانــــع شـــده بـودیــــد؟

 قــابل توجــﮧ اون بعضیـــا

 

بـــــــــــعله

 

 

  

  تو כنیـآ همـﮧ دوس כآرטּ خآص بآشـטּ ... 

 تو عآכ بآش ، اینجوری  خآص  تری ...

 

 

 

   

اَز قـَدیمـ گُفـتَن دَره دَهَن مَردُمـ رو

نِمـیشـه { بَست } وَلـ ـی سِـرویس

کـِـه مـیشـه کَـرد ...☆モノクロ☆ のデコメ絵文字

 

 

 

اِی خـــُــدآ مـــآرو بــِــفرس مــَرحــَله ی ِ بــَعد ..

ایـــن مرحلــــه ک ِ هَــمَــش غـــولــــــه !顔文字 のデコメ絵文字

 

 

 

 

%28%E3%82%BF%E3%82%A4%E3%83%88%E3%83%AB%   وقـــتـی ڪـ  قرآره مــטּ

برآت نقـــش زاپــآس رو بــآزی ڪنـــم 

  ازم انتظـار نـداشتــ بـآش ڪــﮧ دعـــایـے

 غیـر از پنــچر شدنت برآت بـڪـنم

یــ سریام هستـטּ

منتظرטּ ببینـטּ ما از کی خوشموטּ میاב

بعــב دقیقــטּ میرטּ با هموטּ  لاس میزنــטּ ...

ما تو عالم خودموטּ بــﮧ اینا میگیم

{ لاشی }...

ﻋﺸــﻖ ﻧــــﻪ ﭘـﻮﻝ ﻣﯿﺨـﻮﺍد ! 

ﻧـﻪ زیبایــی و ﻧـﻪ هیـچ چیــز دیگـ 

ﻓﻘــﻂ ” ﺩﻭ ﺗـﺎ ﺁﺩﻡ ” ﻣﯿﺨـﻮﺍد

ﺗﺎﮐــــﯿﺪ ﻣﯿﮑﻨــــﻢ :  ﺁﺩمـ
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢ ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


اسمشو چی بذارم؟؟

اینجا انتهای زمین است...
درست لحظه ی مرگ انسانیت...
جایی که دست های مادران بوی خون می دهد!!!
بوی "جنایت"
و آبهای راکدش طعم کودکانی را می گیرد که بی نفس خفه می شوند در
خفقان این نکبت آباد!
معصومیت ها دریده می شوند...
و "آدم "ها...
همین ما آدم ها...
چه ساده می گذریم از کنار درد هایمان
"این درد های مشترک"
اینجا انتهای زمین است...
درست همین جایی که ما ایستاده ایم!!!!


signbot.gif
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۱ ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


فقط دعا کن...

برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید

 

فقط دعا کنید پدرم شهید بشه!

خشکم زد. گفتم دخترم این چه دعاییه؟

گفت:آخه بابام موجیه!

گفتم خوب انشاالله خوب میشه، چرادعاکنم شهید بشه؟

آخه هروقت موج میگیردش و حال خودشو نمیفهمه شروع میکنه منو

و مادر و برادر رو کتک میزنه! ، امامشکل ما این نیست!

گفتم: دخترم پس مشکل چیه؟

گفت: بعداینکه حالش خوب میشه ومتوجه میشه چه کاری کرده.شروع

میکنه دست و پاهای همهمون را ماچ میکنه و معذرت خواهی میکنه.

حاجی ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم.

حاجی دعاکنید پدرم شهید بشه

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/٩ ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


کی گفته ضعیفن؟؟؟؟

bb90843d54aa88a0a75dcf1328302fcc-430

◄ میگن زن ضعیفه

جالبه!

◄ درد ماهیانه میکشه

◄ درد زفاف میکشه

◄ درد زایمان میکشه

◄ درد نابرابری جنسی میکشه

اونوقت ضعیف هم خطاب میشه

کدوم مردی تحمل چنین دردایی رو داره که لقب قوی رو

گرفته؟؟؟؟

من ایمان دارم که زن قوی ترین موجود خلقته

به افتخار همه خانومای ایرانی ❥.....

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۳٠ ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


....

در سرزمین من کسی بوسه ی فرانسوی بلد نیست...

اینجا مــــث آلمان پل عشق نداره....

از گل رز هلندی هم خبری نیست....

اینجا عشق یعنی اینکه....

به خاطر چشم های دور و برت معشوقت رو فقط از پشت صفحه ی گوشیت

بوسیده باشی!<img src=

 

 

 

 

هیچ کدوم از ما ادما دکمه ی تعادل نداریم!

یا خیلی خوبیم یا خیلی بدیم

یا خیلی داغیم یا خیلی سردیم

یا خیلی عاشقیم یا خیلی بیزاریم

یا خیلی شوخیم یا خیلی عصبانی

یا خیلی هستیم یا بکل نیستیم

یا میمیریم برای کسی یا میخوایم بکشیمش

خلاصه از پشت بومه زندگی یا با صورت افتادیم  زمین یا با پس سر!

 

 

در کل قانونمون اینه:یا اینوری یا اونوری،تعادل معنی نداره برا ما


 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/٢۱ ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


تاوان دختر بودن....

 دختر بودنــ تاوانــ دارد

 

بزرگ میشویــ

 

عاشقــ میشویــ

 

دلــ میبندیــ

 

تنتــ را برایشــ عریانــ میکنیــ

 

نــ از رویــ هوســ

 

بلکهــ از رویــ عشقــ

 

وقتیــ دلشــ را زدیــ میرود

 

وتو میمانیــ و خودتــ

 

آنــ زمانــ تویکــ »»هرزه ایــ

 

واوکمیــ دختربازی کردهــ

استــ

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/٧ ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


ღمکان امن عاشقانه های من...ღ

بازگشته ام

با کوله باری از شعر های ناگفته....

تنها اینجا


مکان امن عاشقانه های من است ....

چه حرف بی ربطی است که مرد گریه نمی کند

گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا

بتوانی

گریه کنی....

واحد اندازه گیری فاصله متر نیست

اشـــــــتیاق است


مشـــــتاق که باشی               یک قدم هم فاصله یی

دور است

 

کاش می شد..


یک لحظه جایمان را با هم عوض کنیم..


شاید تو می فهمیدی چقدر بی انصافی


و من می فهمیدم چرا؟

همه  جا پر شده که

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

من می گویم حق دارند

چون دوست داشتن های ما بودار است

بوی سوء استفاده

بوی خیانت

بوی دروغ و بازی می دهد...

این روزا خیلی تنهام، خیلی داغونم



هست کسی که مثل من دلش


نه برای کسی
 

نه برای عشقی،


نه برای جایی…


نه برای چیزی!


بلکه دلش برای خودش تنگ شده…


برای خود خودش!؟

انصاف نیست …

دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی

هزار بار ببینی …

و آنقدر بزرگ باشد …

که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار

ببینی …

میانو...

میرنو...

تنهات میذارنوپشت سرتم هزار حرف میزنن...

اما خوشم میاد که خودشون تو زندگیشون به جایی نمیرسن

... میدونی چرا !؟

چون دست بالای دست بسیار است...

میشکونی... میشکوننت (!)

و خدایی هست هنوز...

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/٢ ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


ﻣﺎ ﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﭼﺸﻢ ﯾﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻗﺮص ضد ﺗﻮﻫﻢ ﺩﺍﺩ ﺧﺪﺍﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﺍﻻﻥ ﺑﻬﺘریم

 

 

یکی از مشکلات دوران تحصیل اینه که وقتی گرسنت میشه نمیتونی درس بخونی
وقتی هم که سیر میشی نمیتونی درس بخونی !
ولی مشکل اصلی تر اینه که حد وسط نداره ، یا گرسنه ای یا سیر !

یعنی ﻣﻮﻧﺪﻡ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ :|
یه ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ ، ﻫﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺸﺶ ﻣﯽ ﺩﻡ . . .
ﺳﺮﯼ ِ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﻓﺤﺸﺶ ﺩﺍﺩﻡ ، پیامک ﺯﺩه !
ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﻤﺎﺍ !

 

زنگ زدم مدرسان شریف !
گفت : بله ، بفرمایید
گفتم : مدرسان شریف !
گفت : بله درسته ، امرتونو بگید ؟!
گفتم : مدرسان شریف
گفت : مسخره کردین ؟
گفتم : مدرسان شریف !
گفت : دیگه مزاحم نشید !
گفتم : مدرسان شریف !
حقشونه نامرداااااااا یکم بفهمن ما چی میکشیم !
والااااا :D

به درجه ای از عرفان رسیدم که قبل از اینکه اس ام اس رو باز کنم می دونم ایرانسله :|

 

ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺮﯾﺒﻮﻥ ﻣﯿﺨواﻡ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﺮ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﺁﺑﯽ ﭘﺎﺭﺱ ﺳﻼﻡ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪﯼ ﻋﺮﺽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﮕﻢ :
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺍﺻﻦ ﻣﻦ ﺷﻨﺎ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ !! ﺧﺴﺘﻢ ﮐﺮﺩﯼ با این پشتکارت :|


 

تو خونه شما هم کاربرد توری پنجره اینه که نذاره پشه ها از خونه برن بیرون ؟ :D

 بپر ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢۱ ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


به جرم مهربانی...

مـــآ بــــہ בنــبــآل تــڪـہ ای از بــدסּ آنــهآ . . .
 
 
و آنــهــآ بــــہ בنـبـآل نــوآزشـــــــے مــرבآنــــہ از مــآ . . .
 

گـــآهـــــــے اوقــات مـــآ مـــــــــرבهــآ
 

چــقــבر بــی رحـــمـــآنـــــہ
 

بــــرآے نـــوآزشـــــــے شــهــوت مـــــــے طــلــبـیـــم
 
و آنـــهــآ . . .
 
نـــہ ضـعـیـف انــב نــــہ احــمــق
 

فــقــط مــهــربــآنــنــב . . . هــمــیــסּ . . . ! ! !

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱٤ ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


مـــــــــــن خـــــــــــــــــــــــوب هــــــــــــــــســــــــــتــــــمـــ

وقتی شخصی حتی به چیزای الکی زیاد میخنده،مطمئن باشید که عمیقا غمگینه.....

وقتی شخصی زیاد میخوابه مطمئن باشید که تنهاست.....

وقتی شخصی کم حرف میزنه و اگرم حرف بزنه حرفشو سریع میگه مطمئن
باشید رازی رو حفظ میکنه....

وقتی شخصی نمیتونه گریه کنه نشان دهنده ی ضعف و شکنندگی اونه....

وقتی کسی غیر عادی غذا میخوره بدونید که اضطراب داره.....

وقتی کسی واسه چیزای کوچیک گریه میکنه دل بی گناه و نرمی داره.....

اگه کسی واسه چیزای کوچیک و احمقانه از دستت عصبانی شد،یعنی که
خیلی دوستت داره.....
بنابراین ، سعی کنید این ها را در زندگی واقعی خود ببینیو دریابید !
افراد را خوب بشناسید و درک کنید، خواهید دید که بیش از گذشته آنها را دوست خواهید داشت .. !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انسان های قوی میدانند که چگونه به زندگی خود نظم دهند.حتی زمانی که
اشک در چشمانشان حلقه میزند همچنان با لبخندی روی لب میگویند
من خوب هستم
رو لینک زیر کلیک کن هر چی اومد هدیه من به تو
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٤ ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


پست ثابت بقیه پست ها اون پایین هستن

◄ به پیشنهاد مامان این پست رو عوض کردم و عکسای خودمو عشقمو

میذارم این عکس بالایی هم خواهرم مینوه ❥

مینو [:]

22 بهمن 82 به دنیا اومد 

الانم کلاس چهارمه  

از وقتی که تو شکم مامان بود شیطونی میکرد دکتره میگفت خدا به دادت

برسه الانم از دیوار میره بالا.  [!]

خدای استعداد بازیگریه یه کارایی میکنه یا بعضی اوقات یه حرفایی میزنه همه

کف میکنن.تا حالا سه بار موفق شده خودشو به مردن بزنه و ما هم از ترس

کلی جیغ و داد کنیم.(タイトルなし) のデコメ絵文字(タイトルなし) のデコメ絵文字


برعکس همه دخترا که دستشون عروسکه دائما اسباب بازی های خیلی

کوچولوی پسرونه دستشه. 

روزا چند ساعتی میره یه گوشه میشینه دل و جیگر اسباب بازیاشو در میاره و

با چسب به هم میچسبونه و یه چیزی اختراع میکنه. ✄

 

عشق مهمونی گرفتن و مهمونی رفتنهモノクロ きゃわ/// のデコメ絵文字

تا میفهمه یکی میخواد بیاد خونمون یا میخوایم بریم جایی میره یه چیزی

واسشون درست میکنه تا برسه دست طرف پونصد دفه ای از هم میپاشه.

عصرا هم میره سر یخچال هر چی دم دستش میاد با هم قاطی میکنه و

تزیینش میکنه و میگه بفرمایید دسر



عاشق رقص بالس همیشه روبانش دستشه داره میرقصه اونم با اهنگ

تایتانیک゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字パステル のデコメ絵文字

▲ ایشون منم

من 5 ابان 74 به دنیا اومدم

الانم یه پشت کنکوریم 

 

من از همون روز اولی که به دنیا اومدم پرخور بودم  وقتی یه روزم بود بوی غذا

بهم خورده بود همش گریه میکردم بابا گفت یه ذره از غذا رو بزنین به زبونش

شاید دلش خواسته تا قیمه رو به زبونم زدن ساکت شدم [o_O]

 

 بچه که بودم خیلی اروم بودم اصلا هم غر نمیزدم این عکس هم شاهده

 

     

از همون اول عاشق بیرون رفتن بودم همیشه با بابا میرفتم کوه همه فکر

میکردن پسرم  هر کی رد میشد میگفت ماشالا پسر من خسته نباشی بهم

یه شکلات میداد و میرفت モノクロ きゃわ/// のデコメ絵文字وقتی میرسیدم به پناهگاه کلاهمو که برمیداشتم

یهدفه همه میگفتن اااا این که دختره

 

 جدیدا هم یا به زور از دوچرخه پیادم میکنن یا باید بالای درخت پیدام کنن

مخصوصا که بخوایم بریم جنگل خدا نکنه ببینم چند نفر دارن فوتبال بازی

میکنن آشنا و غریبه واسم فرقی نداره میپرم وسط عاقا منم بازی 

 

◄ اینم از جهانگردیه من

     از 5 سالگی شروع کردم به انگلیسی خوندن همیشه قیافم سر کلاس

این طوری بود(タイトルなし) のデコメ絵文字

             

 

عاشق هیپاپم  و یه سبک جدیدشو شروع کردم و تقریبا هر روز یه جام کبود

میشه パステル のデコメ絵文字

 


ادامه دارد...

رایگان

+ نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/٢٥ ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


غرغر نامه

(این پست با عجله و بدون ویرایش نوشته شدهنیشخند)

سلام بچه ها این اخرین پستمه البته تا اخر امتحانای ترم

اگه بدونید تو چه وضعی گیر کردم شبا که میخوام بخوابم هزار بار خودمو لعنت میکنم که

چرا اومدم رشته تجربی دوباره صبح که با اعصاب خورد بلند میشم اونم 4 صبح کلی غر

میزنم معلما روزی سه چهارتا امتحان میذارن هر کدوم از امتحانارو ندیم درجا صفر میذارن

علامه دهر ک نیستیم والاااااااا بیشتر از همه دلم از دست عربی خونه خدایی شماها تو

این 6 سال که عربی خوندید تونستید حرف بزنید؟همیشه با خودم فکر میکنم که اگه

با یه عرب روبه رو شدم و شروع کرد به حرف زدن باید چی کار کنم طبق چیزایی که

یادمون دادن ترجمه میکنیم اونم شــــــــاید تونستیم بعدشم میگردیم فعل و فاعل و

مستثنی مفرغ و معتل و بقیه رو تو حرفاش پیدا میکنیم بهش میگیم نه؟

امسالم ک نهایی داریم به خاطر انتخابات دو هفته دیگه امتحان ترمامون شروع

میشه از استرس زیاد معده درد میگیرم از دردش بیشتر حرص میخورم کارم به سرم

میکشه بعضی روزانیشخند

اون روز دکتره کلی سرم غر زد می گفت کشتی خودتونیشخند

اون دفعه هم که سرم زدم حساسیت داشتم نفسم بند اومد کلی تاولم زدم اصا یه

وضیاوه

دلیل مرگمو در اینده هم کشف کردم یا از گرسنگی میمیرم یا از بی خوابینیشخند

الانم احساس میکنم ک انگار دارم بچمو  میذارم پشت درناراحت

بهتون سر میزنم چکه کن بر باور من هم یادتون نرهنیشخند

وقتی هم بیام ویژه ترین پست رو تو این دو سال قراره بذارمچشمک

تا اخر امتحانای ترمbye byeماچ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:میگم هممون قاطی کردیم میگین نه

ما دوشنبه ها 4 ساعت فیزیک داریم و دوساعت بعدش ریاضی و بعد زبان فارسی

ریاضی که تموم شد زنگ خورد زهرا کیفشو جمع کرد رفت از کلاس بیرون که بره خونه

همه جیغ و داد کجا داری میری با خنده اومده تو کلاس میگه فکر کردم امروز چهارشنبس

پریسا هم از همه بدتر با اعتماد به نفس میگه اسکل امروز که سه شنبس من دیگه

قشنگ روز زمین از خنده دراز کشیدمنیشخند

از دست رفتیمقهقهه

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٤ ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


 

زَטּ ڪـہ باشے

هـَـمِـہ ے دیوآنِگے هاےِ عالـَم رآ بـَـلَدے .

مے تـَـوآنے زیرِ لــَـب تـَـرآنہ بِخوآنے وَ آشپـَـزے ڪُـنے .

مے تَوآنے جـِلـوےِ آینہ موهآیـَـت رآ شآنہ ڪُـنے وَ حِس ڪُـنے نِگآهَش رآ .

مے تَوآنے سآعَتہآ بہ اُمیدِ گِره خوردَטּ شآلـَـش دورِ گـَـردَنَش

بِبآفے وَ دَر هَر رَج بوسہ بِڪـآرے

بـَـرآےِ روزهآےِ مَبآدآ ڪـہ ڪِـنآرَش نیستے .

زَטּ ڪـہ بآشے

بآیَد صَبور بآشے ، مـُـدآرآ ڪُـنے وَ با هَمہ ےِ بـُـغض اَت لـَـبخَند بـِـزَنے .

زَטּ ڪـہ  بآشے

هــِـزآر بآر هــَـم ڪـہ  بِگویـَـد : " دوستـَـت دآرَد "

بــآزهــَـم خوآهے پـُـرسے : " دوستــَـم دآرے ؟؟؟ "

وَ تَہ دِلــَــت هــَـمیشہ خوآهــَـد لــَـرزید ...

 

هنوز هستند پسرانی که بوی مردانگی می دهند
در دستانشان عزت یک مرد ، یک مرد ، واقعی لمس می شود
اهل ناموس بازی نیستند!
می شود روی حرف و قول هایشان حساب کرد ...
هنوز هم هستند دخترانی که تنشان بوی محبت خالص می دهد
... بکرند
 
نابند

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢۸ ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


 

قلبت را آنقدر ازعاطفه لبریز کن که اگر روزی افتاد و شکست
همه جا عطر گل یاس پراکنده شود

 

پـــــدرش بهش گفــــت: این  ۱۰۰۰تا چســـــب زخم رو بفــــروش تا برات کفش بخرمـــــــ …
بچــــه نشستـــــــ با خودش فکـــر کرد، یعنی بایـــــد آرزو کنم
 نفــــر ۱۰۰۰یه جاشــــون زخم بشــــه تا مـــن کفـــــش بخرمــــــ؟ 
ولش کن ، همین خوبه …

 

گاهی پروانه ها هم

اشتباه عاشق میشوند

بجای شمع

گرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند …

 

 

ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪدلت ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﺭﺍﻣﺖ کند؟
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ ﭼﻪزنی ﺗﻮﺍﻧﺎیی ﺁﺭﺍﻡ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ؟
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ حق ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ…
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ حقت ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ…
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ، ﻧﻤﺎﯼ ﮐﻮﻫﯽ ﺭﺍ داری، ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ…
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭﺷﻦ می کنی ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺩﻭﺩﺵ ﭘﻨﻬﺎﻥ می کنی…

 

چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک برای

نچکیدن !!

 

زمانی بود که گمان می کردم که به نهایت درد رسیده ام

اما نه! از آن دورتر هم می شود رفت.....

 

پایان سریال دروغ هایت بود آخرین لبخندت

و چه ساده بودم من که تا تیتراژ پایانی به پای تو نشستم

 

 

مــن و تو

دو نیــمه ی یــک سیــب بودیـــم

تــو را یکی بــرد

مــرا کرم خـورد

 

هیس…

حواس تنهایی ام را

با خاطرات

باتو بودن

پرت کرده ام…بگو کسی حرفی نزند…

بگذار

لحظه ای ارام بگیرم

 

 

آنقدر به مردم این زمانه

بی اعتمادم که میترسم

هرگاه از شادی به هوا بپرم

زمین را از زیر پایم بکشند…

 

گـاهـــی بـــا دویــــدن برای رسیدن به کـســـی،

دگــــر نـفـســــی بـــرای

مــانـــدن در کـنـــار او باقـــی نـــخواهـــد مــانــد . . .


+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٦ ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


به سلامتی چشمی که چشم ما رو روی همه چشما بست !

فقـط چـند قـدم مانـده بـود برسـم بـه "تــو"

 اگر ایـن خواب لعنتـی ، دیشـب ادامـه داشـت ..!

از בل نوشتـ ـہ هایمـــــ ساבه نگـــــذر
بـ ـہ یاב בاشتـ ـہ باشـــــ
این בل نوشتـ ـہ ها را
یکـــــ« בل »نوشتـ ـہ . . .


ابتدا "شما" بودم!
بعد عزیز "دلت "شدم
و امروز دوباره
"شما" شده ام
درست مثل وقتی که خواب می بینی و
صبح
باز می گردی سر جای اولت...!!!!!!!!!!


همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه!
گفتم:می دونم!
گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا!
گفتم: می دونم!
گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی !
… گفتم:می دونم!
گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟!
گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم
هروقت بین دوتا انتخاب مردد بودی
شیر یا خط بنداز!
مهم نیست شیر بیفته یا خط…
مهم اینه که;
اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه…
میفهمی دلت بیشتر میخواد شیر بیفته یا خط…
مــــــرا کــه هیــچ مقصـــدی بــه نامـــــم ..
و هیــــچ چشمــــی در انتظــــارمـ نیسـت را ! ببخشیـد !
کــه بـا بـودنـــمـ تـــــرافیـک کــــــرده امـ !!
خدایــــــــــــــــــا …
به حد کافی خیال بافتم …
و تنم کردم …
یه کم واقعیت شیرین …
لطفا …


امــروز
دلــم تنگ دیــروزی است
که میگفتــی :
“فردایــت را می ســـازم …”

بَدتریـــن دَرد ، مُــردَن نیست
دل بَــستن به کسیــه که
سهم تو نیستـــ...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٢ ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


اینم از عید من:)

سلام بچه ها بابت تاخیرم معذرت

چند روز پیش دختر عمم بهم گفت مریم چرا نمیشه واسه وبت نظر گذاشت

دیدم به به دسته گل به اب دادم قالبی که واسه بلاگفاییا درست کردن رو دست کاری کردم

گذاشتمش واسه پرشین بلاگ که این طوری شد واقعا ببخشید

 

حالاااااا بپر ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۱٧ ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


سال نو مبــــــــــــارکـــــــــ:)

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در

میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن

گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند

مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران

مهربان باش

 

در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم . .

امیدوارم سالی پر از برکت و شادی داشته باشید

دوستتون دارم

سال نو مبارک.......    من تا بعد از عید نیستم           

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٩ ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


:d

کرایه تاکسیا داره به سمتی میره که دیگه صرف نمیکنه بریم سر کار!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

هیچوقت گودی قاشق رو زیر شیر آب نگیرین
این توصیه نسل به نسل و سینه به سینه تو خاندان ما گشته تا رسیده به من
البته بابام وقتی اینو بهم میگفت پیرهنش خیس بود
فک کنم بابابزرگم اونطور که باید و شاید پیامو نرسونده بود !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مهمترین موردی که باید به کاربران ایرانی گوشزد کرد این است که
بابا جان اول ایمیل www نداره :( والا نداره بلا نداره

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

رانندگان ماشین های حمل مرغ به جلیقه ضد گلوله و اسلحه تجهیز شدند!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بد تر از رفتن
گندیست که انسانها به باور یکدیگر می زنند !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

یکی از بچه ها لپ تاپش رو آورد پیش من ، وصلش کردم به مودمم که فایل دانلود کنم
میگه دانلود نکن حجمم کم میشه !
ینی تا این حد

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

یه سنگریزه وقتی تو کفش باشه دیگه یه سنگریزه نیست
قلوه سنگه !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

حافظ: تـنــم از واسـطــه دوری دلـبــر بـگـداخــــــت. جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانــه بسوخت
 فروغ فرخزاد: ای شب از رویای تو رنگین شده. سینه از عطر توام سنگین شده
سهراب سپهری: دوست را زیر باران باید برد. عشق را زیر باران باید جست
 ترانه امروزی: دوست دختر من نازه، قلبش پر احساسه، عاشقش شدم تازه
 رپ: دوستت دارم کثافت! لعنت به اون قیافت
خدا از این به بعد رو به خیر کنه !!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بیاین چند دقیقه برای اونایی که با ماشینشون ساعت ها ترافیک رو تحمل میکنن
تا برسن باشگاه بدنسازی و سوار دوچرخه بشن
سکوت کنیم…

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

شما یادتون نمیاد  کلی زور میزدیم زرگری حرف بزنیم حرص بقیه رو در بیاریم
مثلزن مزثلز ایزین

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ماه رمضان بر تمامی مسلمانانی که در این ماه از وزن جسمی،
غرور روانی و خود حق پنداری شان کم میشود
و بر مداراگری و انصاف و آزادگی شان افزوده میشود مبارک باشد …

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اگه این معلم های دبستان..
میدونستن یه روزی قراره..
فقط تایپ کنیم..
اینقدر سعی نمیکردن خطمون خوب شه

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

وقتی ناراحتین از ۱ تا ۱۰ بشمرین. اگه آروم نشدین تا ۲۰ ادامه بدین
نشد تا ۳۰ و همینجور ادامه بدین تا بشین.
من الان به ۲۱۶۶۶۵۰۰۰۹۶۸۷۱۱۲۰۰۱۲ رسیدم

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نمیدونم چه رمزیه لامصب بعضیا میگن “عزیزم” انگار فحش دادن
ولی بعضیام هستن به آدم میگن “زهر مار” انگار دنیا رو به آدم دادن…

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بعضیا هستن …آی کیو در حد پت و مت، شانس در حد کاراگاه گجت ..
قبول دارین ؟

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

زن موجــــــــود پیچـــــــیده ای نیست… !
اگـــــر برای شناختنش ، بجای غـریزه ،از احســاست اسـتفاده کنـی …!!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

یعنی ما اگه توی یه خونه با ۱۰ تا اتاق هم باشیم،
این ۴ تا اعضای خونواده ی ما یه طوری خودشون رو توی
خونه پخش میکنن که ،
توی هیچ نقطه ای از خونه نمیشه تنها باشی !!
یعنی بارسلونا هم این طوری از فضاهای خالی زمین
استفاده نمی کنه !!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چه قانونیه که هرچی پسر خوشگله گیر دختر زشت میفته!
هر چی هم دختر خوشگله گیره پسر زشت ؟!
من نگران خودمم
احتمالاً اگه این قانون درست کار کنه گودزیلا گیرم میاد !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اعتراف می کنم بچه که بودم و تازه مسواک زدن رو یاد گرفته بودم،
موقع مسواک زدن به جای اینکه مسواک رو تکون بدم،
سرم رو با شدت در جهات مختلف تکون می دادم و مسواک رو
همینطور ثابت نگه می داشتم.
اعتراف می کنم تا یه ربع بعد مسواک زدن سرم گیج می رفت!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻳﻌﻨﻲ : ﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻴﺎﺩﺳﺮﺍﻏﺖ !
ﺍﻣﺎ …. ﺗَﻪِ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯽ :
ﺍﻭﻥ … ﺍﻭﻥ … ﺍﻭﻥ ..
مغزت بگه کوفت اون مرض اون !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

داشتم ماشین رو دنده عقب می‌آوردم تو حیاط
مامانم اومده فرمون میده…. بیا…. بیا…. بیا…. بیا ….
نیا !!
لوله آب شیکست !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

داریم آبگوشت میخوریم, گوش کوبُ گرفتم دستم
تیریپ خاطره های کودکی….به بچه خواهرم میگم :
دایی جون این گوش کوب سنش از منم بیشتره ….
مادرم از اون ور میگه : فایدشم همین طور.

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دیشب یه پشه رو تو هوا گرفتم،
تا اومدم تو مشتم لهش کنم دیدم دستم خیس شد،
فک کردم خونه، دستمو وا کردم دیدم داره گریه میکنه،
گفتم چته؟! خودتو زدی به موش مردگی؟
یهو بغضش ترکید و گفت: ای بابا! گوشت که خیلی وقته نمی‌خورید
مرغ هم که شده کیلوئی ۸۰۰۰ تومن، اونم دیگه کسی نمی‌خوره
خوناتون مزه ترب سفید میده…
ما خودمون میخوریم ولی بچه هامون یه هفته‌اس لب به خون نزدن …
دیگه بغض امونش نداد مـُرد !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

این آدمایی که سه صفحه بهشون اس ام اس میدی
 بعد مثل معلولا فقط یه کلمه تایپ میکنن OK
 باید بگیری اون دکمه های کیبورد موبایلشونو با بیل داغون کنی
 ازش فقط یه o بمونه با یه k
تا حالشون جا بیاد!!!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دلم میخواد کوله امو ببندم، مستقیم برم گردنه حیران
بعد بشینم یه گوشه، ک.له امو بذارم بغلم، بگم سلام آقای گردنه، شما حیرانید؟
بگه بلی
بگم منم همینطور، خوشبختم

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بهونه برای گریه زیاد هست !
اما
امان از گریه های بی بهونه . . . !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

روایت هست که توماس ادیسون تا ۱۲ سالگی خِنگ بوده
اما مادرش همیشه بهش می گفته که روزی تو مرد بزرگی میشی
و همینطور هم شد!!!
اما ما از بچگی اگه اّنیشتین هم باشیم از بس پدرو مادرمون میگن
“تو هیچ پُخی نمیشی” آخرش با کلی ترفیعِ درجه میشیم همون پُـــــــخ !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اگر مردی توقع دارد که همسرش در زندگی یک فرشته باشد،
اول باید برای او یک بهشت فراهم کند…!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم
نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده..
ماها آدمای بی احساسی نیستیم
ماها بی معرفت و نا مردم نیستیم
یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن
که یه سری بــــاورامون و از بین بـــردن!!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دقت کردین اگه اسمت میرزا پشمک الدین گل کلمیان هم باشه
 وقتی میخوای ایمیل درست کنی
 میگه قبلا با این اسم ساخته شده؟

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دیگر به دنبال ِ همراه ِ “اوّل” نیستم ! ایکلمیان هم باشه
ن روزها اول ِ راه ، همه همراهند….
این روزها ، باید به دنبال ِ همراه ِ “آخر” گشت …

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مشکل ما اینِ که وقتی با کسی تموم میکنیم …
خیلی بیشتر دربارش فکر میکنیم تا وقتی که باهاش بودیم … !!!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

حاصلضرب توان در ادعا مقداری ثابت است ،
هرچه توان انسان کمتر باشد ادعای او بیشتر است
و هرچه توان انسان بیشتر شود ادعایش کمتر میگردد

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

طرف  نوشته بود که
من یه گوگل واسه مغزم لازم دارم یه آنتی ویروس هم واسه دلم
یکی کامنت گذاشته بود:
پس یه فتوشاپ هم واسه قیافت بذار!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

باید به بعضیا گفت:
گاز نگیر عزیزم !!
من فقط میخوام بهت محبت کنم، همین !…

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مامان من موقعی که خاله هام مهمون ما هستن :
پاشو دختر..زشته الان مهمونا میان آبروم می ره
مامان من موقعی که عمه و بچه هاش مهمون ما هستن :
پاشو بچه الان یه گله آدم می ریزه اینجا !

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

کسی که نشسته است همیشه خسته نیست …
شاید جایی برای رفتن نداشته باشد …!

♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠

یک افسانه قدیمی هست که میگه :
زن رو به فرشته رحمت کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟
فرشته رحمت مهربانانه فرمود:
اگر تو را بکشند به شوهرت هشت میلیون می رسد
ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!!
زن خوشحال شد وخندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر…!

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٧ ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


آدمهای ساده را دوست دارم

 

آدمهای ساده را دوست دارم، همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند، همان ها که

برای همه لبخند دارند، همان ها که همیشه هستند برای همه هستند، آدمهای ساده را

باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است! بسکه هر کسی

از راه میرسد یا ازشان سوءاستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن

بهشان میدهد، آدمهای ساده را دوست دارم، آنان که بوی ناب \" آدمی \" میدهند و

باران سخت میبارید در یک شب پاییزی، این آغاز دیگری است و این منم، گم شده

در مه، ستاره ای سرگردان در کهکشانی بی انتها فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و

تاریک، من گم شده ام، من در این دنیای متروک تنهایی خود که در تاریکترین شبها

و ابری ترین روزها را دارد و باد زیر آوار غروب کوچه هایش را دلتنگ مینوازد،

گم شده ام، آری، من گم شده ام خدارو چه دیدی شاید با تو باشم، شاید با نگاهت از

این غم رهاشم، خدارو چه دیدی شاید قصه رد شد دلم راهو رسم این عشقو بلد شد،

هنوز بی قرارم به یاد نگاهت نشسته ام تو بارون بازم چشم به راهت، خدارو چه

دیدی تو شاید بمونی، شاید قصه هامو تو چشمام بخونی، خدارو چه دیدی شاید دل

سپردی، شاید عشقمونو تو از یاد نبردی، هنوزم بی قرارم به یاد نگاهت، نشسته ام تو

بارون بازم چشم به راهت نردبام دلم شکسته میشود، برای من کمی دعا کنی؟ یا اگر

خدا اجازه میدهد، کمی به جای من خدا خدا کنی؟ راستش دلم مثل یک نماز بین راه

خسته و شکسته است میشود برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا \"خدا\"

کنی .

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢۳ ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


جهت تعویض حال و هوای روحیه/م:d

ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ

ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ"ﻣﺴﻮﺍﮎ"ﺿﺮﺭ

ﺩﺍﺭﻩ،ﺍﻻﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ... !!!

همه دور هم جمع میشدیم یواشکی مسواک میزدیم...

به خدا پارک دوبل اصلا سخت نیست…
فقط کافیه حواستون به
جدول و
تیر چراغ برق و
ماشین پشتی و
ماشین جلویی و
دسته برف پاک کن و
روسریتون و
کفش پاشنه بلند و
ناخون مصنوعی و
کلاچ و
ترمز و
گاز و
فرمون و
پسر همسایه که داره بهتون میخنده باشید !

 

 تلفن خونمون زنگ خورد برداشتم بجا اینکه بگم الو بله
گفتم بلو اله
طرف هم قاطی کرد گفت سلو الام

ادامهـــــــــــ مطلبـــــــــــــــــــــــــــ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱۱ ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


اخرین قرار...

نشسته بودم رو نیم‌کتِ پارک، کلاغ‌ها را می‌شمردم تا بیاید. سنگ می‌انداختم بهشان.
می‌پریدند، دورتر می‌نشستند. کمی بعد دوباره برمی‌گشتند، جلوم رژه می‌رفتند.
ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی‌ شدم. شاخه‌گلی که دستم بود
سَرْ خَم کرده داشت می‌پژمرد.
طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ‌ها.
گل را هم انداختم زمین، پاسارَش کردم. گَند زدم بهش. گل‌برگ‌هاش کَنده، پخش، لهیده
شد. بعد، یقه‌ی پالتوم را دادم بالا، دست‌هام را کردم تو جیبم، راهم را کشیدم
رفتم. نرسیده به درِ پارک، صِداش از پشتِ سر آمد.
صدای تندِ قدم‌هاش و صِدای نَفَس نَفَس‌هاش هم.
برنگشتم به‌ رووش. حتی برای دعوا، مُرافعه، قهر. از در خارج شدم. خیابان را به دو
گذشتم. هنوز داشت پُشتم می‌آمد. صدا پاشنه‌ی چکمه‌هاش را می‌شنیدم. می‌دوید
صِدام می‌کرد.
آن‌طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین. هنوز پُشتَ‌م بِش بود. کلید انداختَ‌م در را باز
کنم، بنشینم، بروم. برای همیشه. باز کرده نکرده، صدای بووق - ترمزی شدید و فریاد -
ناله‌ای کوتاه ریخت تو گوش‌هام - تو جانم.
تندی برگشتم. دیدمش. پخشِ خیابان شده بود. به‌روو افتاده بود جلو ماشینی که بِش
زده بود و راننده‌ش هم داشت توو سرِ خودش می‌زد. سرش خورده بود روو آسفالت،
پُکیده بود و خون، راه کشیده بود می‌رفت سمتِ جوویِ کنارِ خیابان.
ترس‌خورده - هول دویدم طرفش. بالا سرش ایستادم.
مبهوت.
گیج.
مَنگ.
هاج و واج نِگاش کردم.
توو دستِ چپش بسته‌ی کوچکی بود. کادو پیچ. محکم چسبیده بودش. نِگام رفت ماند
روو آستینِ مانتوش که بالا شده، ساعتَ‌ش پیدا بود. چهار و پنج دقیقه. نگام برگشت
ساعتِ خودم را سُکید.
چهار و چهل و پنج دقیقه!
گیجْ - درب و داغانْ نِگا ساعتِ راننده‌ی بخت برگشته کردم. عدلْ چهار و پنج دقیقه بود!!
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٧ ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


تنها تنهایی است که بی تو به من می آید …

 

چقـــــــــــدر کم توقـــــــع شده ام …

نه آغـــــوشت را می خواهـــمــــــ ،

نه یکـــــــ بوســـه

نه حتـــی بودنــــــت را

همیـــن که بیایــی و از کنـــارم رد شوی کافی استـــــــ

مرا به آرامش می رسانــد حتــی

اصطکــاک سایه هایمـــان …

 

خدایــــا !

خط و نشان دوزخـــــت را برایـــم نکش

جهنم تـــــر از نبــــودنش

جایـــی سراغ ندارم…



خنــــــده دار است…نه؟
که تـــــو هی مرا دور بزنیـــــــ
و مـــن
دلــــــــم را خوش کنمــــــــ

که در محاصـــره ی توامــــــ



وقـتـی حـس میکـنم

جآیــی در ایــن کرِه ی خآڪـی

تــو نفس میکــشــی و مـن

از هــمآטּ نفـس هآیتـــ ،،، نفس میکشم

تـو بــآش !!!هـوآیتـــ ! بـویـتـ !

برآی زِنده ماندنم ڪـآفـــی است …

 

دیدن عکسهایت، شنیدن صدایت، تکرار خاطره هاست!
خاطره هایی به رنگ سبز، به شیرینی لحظه های کنار تو بودن!
کاش دوباره خاطره ها تکرار شوند!
کاش دوباره در کنار هم بنشینیم و من از بی تابی و بی قراری دلم برایت بگویم.
راه رفتن در کنارت آرزوییست همیشگی!
گرچه دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی اما روزگار چنین نمی خواهد
و من به همان چند لحظه در کنار تو بودن نیز قانعم!

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱ ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


تولدت مبارک

امروز تولد وبلاگمه وبم  ساله شد

دو سال پیش تو همچین روزی متولد شد

تو این مدت تمام سعیمو کردم تا وقتی اینجا میاید اروم بشید بخندید و....

من همه احساسمو با وبم نشون دادم تمام حرفایی که

نتونستم هیچ وقت به زبون

 

بیارم اینجانوشتم

و با تمام وجودم دوستش دارم

امیدوارم شما هم دوستش داشته باشید

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۸ ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


 

دقت کردین وقتی میرین دکتر

مریض قبل شما ٣ ساعت تو اتاق دکتره

ولی وقتی نوبت شما که میشه دو ثانیه معاینه میشین و میایینبیرون! ؟

¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯

بالاخره حکمت ” آی سی یو ” رو در بیمارستان دریافتم !

جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار : “I See You”

¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯

فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه …

حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه !

ادامــــــــــــــــــــــه مطلــــــــــبـــــــــــــــــــ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


من کیستم...

 

من« دوشیزه مکرمه» هستم، وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی

دلم آب می شود/من «همسری مهربان و مادری فداکار» هستم، وقتی شوهرم برای

اثبات وفاداری اش- البته تا چهلم- آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه شهر

به چاپ می رساند/من «زوجه» هستم، وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه

روز به حکم قاضی دادگاه خانواده قبول می کند به من و دختر شش ساله ام ماهیانه

فقط بیست و پنج هزار تومان ، بدهد/«خوشگله» هستم، وقتی پسرهای جوان محله زیر

تیر چراغ برق وقت شان را بیهوده می گذرانند/من «مجید» هستم، وقتی در ایستگاه

چراغ برق، اتوبوس خط واحد می ایستد و شوهرم مرا از پیاده رو مقابل صدا می زند/من

«ضعیفه» هستم، وقتی ریش سفیدهای فامیل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را

بگیرند/من «مادر» هستم، وقتی مورد شماتت همسرم قرار می گیرم چون آن روز به یک

مهمانی زنانه رفته بودم و غذای بچه ها را درست نکرده بودم/من «زنیکه» هستم، وقتی

مرد همسایه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشینش در پارکینگ می شنود/من

«یک کدبانوی تمام عیار» هستم، وقتی شوهرم آروغ های بودار می زند و کمربندش را

روی شکم برآمده اش جابه جا می کند/من «بانو» هستم، وقتی از مرز پنجاه سالگی

گذشته ام و هیچ مردی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف بکند/من در ماه اول

عروسی ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمی، عزیزم، عشق من، پیشی،

قشنگم، عسلم، ویتامین و...» هستم/من در ادبیات دیرپای این کهن بوم ؛ « دلیله.

محتاله، نفس محیله مکاره، مار، ابلیس، شجره مثمره، اثیری، لکاته و...» هستم/من «

مادر فولادزره » هستم، وقتی بر سر حقوقم با این و آن می جنگم/مادرم مرا به خانواده

داماد « کنیز » شما معرفی می کند.../من کیستم؟

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٧ ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


این منم...


شِیـطاטּ نیـستَم

فِرشـته هـَم نیـستم

خُدا هَم نیستم

فـَقط دُختَـرم!

ازنـوعِ سـاده اش...

حـَـوا گونہ فـِکـر میـکُنم

فَقـط بـہ خاطـِرِ یـک ســیب

تـا کـُجا بایَـد تـاواטּ داد...؟

 

 

مـَ ـטּ همیــْنَمــ

نــ ــﮧ ..چشـ ـمـآטּ آبے دآرَمــ

نـ ــﮧ.. کفـ ـش پـ ـآشنـﮧ بُـلـ ـند..

ڪَتـانـی میپـوشـَُمـ

روے چَـ ـمـטּ هـآ غَــلـتــ میزنَــمـ

نـ ـگرآטּ پـ ـآکـ شُـ ـدטּ رژ لبـ ـمــ

نیـ ـسـتمــ..!

خـ ـآلِـصـ ـآنـﮧ هَـمینـَمـْ...!

مَـ ـرآ اَگـ ـر اینـ ـگونـ ـﮧ میخوآهـے؟!!

بـِـسـْمـِ الـلـ ــﮧ

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱۱ ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


از گوشه ی دلم...

 

 

غمگینــم...

مثه عکسـی در اعلامیــــه ی ترحیـــــم !

کـــه "لـــبخنــدش" ..

دیگــران را "مـی گــریـانـد" ...!

 

 

 

یه جایــی هم هست

بعــد از کلی دویـدن یهــو وایمیستی ...

سرتــو میندازی پاییــن و آروم میگی:

" دیگه زورم نمیــرسه"

 

 


نقطه ضعفت،موهای بلند من بود

می خواهم کوتاهشان کنم بر نمی گردی؟

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٤ ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


فقط واسه خنده....همین

طنز نوشته های جدید

بپر ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۸ ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


بـــــعضی وقـــــتــــا هستـــــــ کــــــــهـــــ.....

 

بـــــــــعضی وقتا هســـــت کــــــه دوس داری کـــــــنارت

بــــاشه…

محــــکــــم بـــــغــــلـــــت کـــــــنه…

بـــــذاره اشــــــک بریزی راحــــــت شــــــی….

بعــــــد آروم تو

گوشـــــت بگـــــه: ” دیوونــــه من که باهـــاتم

 

 

دلم درد میکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــد….

انگــــــــــــــــــــــار….

خام بودنــــــــــــــــــــــــــــد…

خیال هایی که به خوردم داده بــــــــــــــــــــــــــــــــودی…!

 

 

به انــــتهـــــای بـــــــودنمــــــ رســـــــیــــده ام…

امـــــا …

اشــــــکــــــ نمــــــی ریزمـــــــــ…

پنهــــــان شده ام پشـــــــت لبخـــــندی که درد میکنــــــد…

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٠ ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


 

 

نقشه هایی که من تو دبیرستان در فرار کردن ازمدرسه داشتم

مایکل اسکوفیلد توی فرار از زندان نداشت

من حیف شدم! :|



نمی دونم چه حکمتیه

اینا که میرن بدنسازی اصرار دارن که اصلا سردشون نمی شه!


ملت چه بیکارن !

یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…

دیگه تماس نگرفت

بعد چند روز اس داده :

ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟


تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی

میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست!


برنامه ریزى هاى من روى کاغذ ، شبیه برنامه ى روزانه ى مرحوم دکتر حسابیه

ولى در عمل مثل کریم آقمنگل زندگى میکنم :|



هیچ کس عادامس شیک رُ واسۀ وجودش نمی خواد …

سرنوشت آدامس شیک ؛ بقیه پول بودنِ !



بوی شوم امتحان آید همی / یارصفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم / دل به امید تقلب بسته ایم

مابرای کسب مدرک آمدیم / نی برای درک مطلب آمدیم

(ایام جانسوز امتحانات برشما دانشجویان و دانش آموزان کوشا تسلیت!)



رفیق داداشم رفته بود مصاحبه برای استخدام:

+ امسال سال چیه؟

- نهنگ

+ پاشو برو به بعدی بگو بیاد تو

رفیق داداشم :|

خدا کنه تا بیشتر از ۹ ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰

بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا …

خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده …



به کافه چی گفتم همان همیشگی . . .

نگاه سنگینش را به چشمانم انداخت و گفت : خفه بابا ، مثه آدم بگو چی می خوری ؟!


از تفریحات من تو دوران بچگی این بود که اب بریزم رو بخاری

صدای ” تـسس ” بده خرکیف بشم

اون موقه آیپد نبود که بازی کنیم ، با این چیزا سرگرم میشدیم !



بچه های دانشگا رو از روی محل نشستن سر کلاس طبقه بندی میکنم.

ردیف اول :حال به هم زن

وسطی ها :یه سلام علیکی داریم

ته کلاس :دمشون گرم.

اونایی که اصن کلاس نمیان: اینا رفیقمن


در خونه رو میزدن!

دخدر داییم ۵ سالشه!

جواب داد : کیه!؟

زن همسایه مون پشت در به شوخی گفت: منم منم مادرتون!

من رفتم در رو باز کردم, بنده خدا میخواس سکته کنه!

گفت : ببخشید مادرتون هستن؟ گفتم : نع ، فقط من و حبه انگور هستیم



خیلی بده یه آهنگ عشقولانه یاده ۵ ۶ نفر بندازتت تمرکزتو رو آهنگ از دست میدی !



کار از فرهنگ سازی گذشته

باس منقرض شیم یه گونه جدید بیاد !


شمام وقتی یه ادکلن گرون قیمت میخرین ، هربار که استفاده میکنین

یه نگا بهش میندازین که یه وقت تموم نشه؟!

یا من فقط اینجوریم!؟



یکی نیست به بعضیا بگه انقدر به اون تیپ و قیافت نناز

ما به اون آدامس ۵۰ تومنیا هم میگیم شیـــــــــک !



رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین؟

میگه کتابشو؟
گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه…..!



بعضی دخترا اصلا” گریه نمیکنن حتی اگه شکست عشقی بخورن

نه اینکه سنگ باشن نـــــــــــه

ریمل گرووووونه !



دیشب سوار پورشه ام شده بودم و توخیابون دور میزدم باهاش

یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد!



یکی از بهترین احساس های دنیا :

از خواب بیدار بشی و نگران این باشی که الان وقت بیدار شدنت بوده

ولی ببینی که هنوز ۲ ساعت مونده و میتونی بازم بخوابی …

خداییش بد میگم !؟



اصلا شور و شعف خاصی توی جمله “دیدی گفتم” وجود داره !

لامصب یه جور احساس دانایی خفن به آدم دست میده اون لحظه !



با دختری که میگه “میسیییی” به جای “مرسی” باید درجا قطع رابطه کرد

چون تا بیای براش توضیح بدی که نگو “میسییی”

بهت میگه “چلااااااا؟؟”



از لذایذ جدیدی که کشفش کردم :

برق بره یه چسب برداری بری تو کوچه بری با چسب

زنگ در خونه های مردم رو بچسبونی

موقع برق اومدن یک عروسی در کوچه داشته باشید!!



رفیقم رفته دسشویی -یهو داد زد “واااااایییی”

گفتم چی شد؟ گفت :”مسواکم افتاد تو اون سوراخه!

بهش گفتم خونسرد باش بابا -فک کردم چی شده!

دیدم خیلی خونسرد اومد مسواکشو شست -گزاشت دهنش!

–نمیدونستم اینقد حرفام تاثیر گذار میتونه باشه !


یکی از اعصاب خورد کن ترین کارایی که یه پدر و مادر میتونن

بکنن اینه که وقتی پای کامپیوتر نشستی بیاد پشتت وایسه

و الکی دنبال یه چیزی بگرده !


آقا تا دیروز فک میکردم فقط منم که میرم توالت ۳۰ نفر به گوشیم زنگ میزنن

دیروز رفتم یه توالت عمومی

یه لحظه فکر کردم اومدم مخابرات

یکیشون که فکر کنم تو توالت چند تا معامله با گوشی انجام داد !



یکی از شیرین ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که

ناظم یا معلم پرورشی سر زنگ ریاضی میومد در کلاس

میگفت بچه های گروه سرود میتونن برن!

یادش گرامی باد

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱٧ ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


دفتر مشق

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...دخترک خودش را جمع و جور کرد ،
سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله
خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره
شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟
فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن...  اونوقت میشه
مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر
خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه... اونوقت... 
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک
نکنم و توش بنویسم... 
اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم... 
معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا... 
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد...


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


دلـــم گرفته ، از همه دوست داشتنهایی که گفتی ولی نداشتی .

این پست رو برای سمانه جونم گذاشتمماچ

 
به صدایت که معتاد شدم 
رفتی !!!
حالا هر روز
 خاطره تزریق میکنم …
 
 

 
قطارها بیهوده میپرسند 
چی ؟ چی ؟
نمی دانند در انتهای ریل ها
 هیچکس و هیچ چیز در انتظارشان نیست …
 
 
 

 
 
بالاتر از سیاهی هم “رنگ” هست …
مثل 
رنگ این روزهای من !
 
 

 
 
ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ 
 ﭘﻴﺶ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺴﺘﯽ …
 
 


مهربانیت از دور چقدر نزدیک است...
و عجیب حس میکنم که
جغرافیا دروغی تاریخی است...!
 


هی تو 
که گذشتی
 از من...
او هم
 از تو می گذرد..
 

 
همه ی..
دردم همین بود..!!
عشقش بودم..
 وقتایی که عشقش نبود..!
 

 
 
سختــ استــ ببـازﮮ
تمــامـِ احسـاسِ پـاڪتــ را
و هنـوز نفهمیـده بـاشـﮯ
اصلـاً دوستتــ داشتــ ؟!
 
 

 
دگـــــــر تــــــقــــــدیـــــــر را
بـــــرای نــــــیـــامــد نــت بـــهــانـه نـــکـــن !!!!
مــــرد بـــــــاش...
و بـگــــــو نــخـــواســــتـــــــی.... 
و نــــــیـــامـــــــدی....!


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٧ ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


تبریــــــــــــــــــــک

آغاز سال 1/1/4 به تمام بازماندگان دنیا قبلی مبارک!

خوشحالم تو هم زنده اینیشخند

برام خیلی جالبه با این که این خبرو هیچ رسانه ی معتبری تایید نکرد این خبر به سرعت

پخش شد و جالب تر اینکه به مردم اطرافم که دقت می کردم می دیدم بدون هیچ

مقاومتی در برابر این خبر به استقبال مرگ می رفتن همون ادما با این که می دونستن

میمیرن هیچ تلاشی برای اخرین روزای عمرشون نکردن،به همون کارای بدشون ادامه

دادن اگه با کسی مشکلی داشتن نخواستن برطرفش کنن.

به هم دیگه که می رسیدن می خندیدن می گفتن میدونی دنیا داره تموم میشه!:ا

نمی دونم چرا ادما هر چیزی رو که میشنون باور می کنن و در موردش فکر نمیکنن

و با منطقشون نمی سنجن.

باز اینم خـــــــــــوبه!

چهار تا چیز دیگه میذارن رو حرفه تحویل نفر بعدی میدن اونم سریع باور میکنه

یه کم با احساسش می سنجه و چهار تا چیز دیگه میذاره روش تحویل نفر بعدی میده

جــــــــــــــدی چی داره به سرمون میــــــــــــــــــــاد مـــــــــــگه عقل تو سرمون

نــــــــــیــــــــــــــــســـــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــــ


 

 

 

پ.ن:با تشکر از :ا در نوشتن غر غر های من:ا

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۳ ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


یلدا مبارک

آنگاه که تولد دختری بیگناه مایه ننگ عرب ها بود ! آنگاه که زندگی برای دخترکان

ساعتیبه طول نمی انجامید ... نیاکان پاکمان ، بلندترین شب سال را ، شب تولد مینو (

الهه زن )و میترا ( الهه خورشید ) را بنام یلدا نام نهادند, گرامی داشتند و شادی کردند.

یلدا، یادگارنام وطن و عروس زمستان، در راه است. ایران من ...مهربانم ... یلدایت

مبارک.....

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۳٠ ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


تلخه...

 

دختری پشت یک هزار تومانی نوشته بود:

پدر معتادم برای همین پولی که پیش توست یک شب مرا به دست صاحب خانه مان سپرد!

خدایا چقدر میگیری که بگذاری شب اول قبر،قبل از اینکه

ازم سوال کنی،من ازت بپرسم

چرا؟

 

چه حس تلخیه پسری و با تمام وجودت دوست داشته باشی

و اون این قدر هرزه باشه که واسه دیدن قلبت

دکمه های پیراهنتو باز کنه...

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢۱ ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


you stole my heart

 

دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی

خشن تر , عصبی تر , کلافه تر و تلخ تر …!!

و جالب تر اینکه …. با اطراف هم کاری نداری …

همه اش را نگه میداری و دقیقا سر همان کسی خالی میکنی که دلتنگش هستی

 

پاییز آمده است پشتِ پنجره

بیا برویم کمی قدم بزنیم.

نگران نباش

دوباره بازمی*گردانمَ*ت

به قاب عکس!


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۱٧ ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


ﺩﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻟﻢ ﺍﺯﺣﺮﻑ ﺧﺎﻟﻴﺴﺖ
 ﻫﺮﭼﻪ ﻫﺴﺖ ﺗﻮﺋﮯ

 ﻭ ﺗـــــﻮ

ﺣﺮﻑ ﻧﺪﺍﺭﮮ

 
عشقم خیلی با گذشت بود
 <<<<   حتی  >>>>
 از من هم گذشت
وقتی که دیر می کنی
هر ثانیه میشه یه عمر
عمری که می گذره با غم....؟

مــی دانـــی 
اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم 
برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !!
شــایـــــد
آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم ...



دلــــم 
برای خودم ســـوخت
وقتـــی
شــــما 
صدایـــم کردی..


لب هایت طعم سیب می دهند !
.
.
.
میخواهی آدمم کنی؟


حکایتـــــ من 
حکایت ماهی تُنگ شکستـــه ایســـت 
که روی زمین دل دل می زند ..
و حکایتــــــ تو
حکایت پسرک شیطان تیر کـــــمـان به دستی 
که نفس های او را شـــــماره می کند ..



درست یک روز است که یکدیگر را ترک کرده ایم… 
ولی بی تو لحظه ها آن قدر دیر میگذرند
که میخواهم فردا… 
سالگرد جداییمان را جشن بگیرم !

من 
تو را
 به دلم قول داده ام
نگذار
 بد قول شوم...!

ان جایی که
 نامردان از کور عصا می دزدند 
دیوانه منم
 که انجا دنبال محبتم



از خوب ها بیشتر میترسم...!
آخر..!
یک روز تو خوب ِ من بودی ...!



دلتنگی های من به تو رفته اند
آرام می آیند
در دل می نشینند
دیگر نمی روند



خط می کشم روی اسمت
با مدادی
که نوک ندارد هیچ وقت...!!!



بهانه ی بیداری ست ؛
این قهوه ی
" چشمــانت "



بــه سلآمتی اونــآیی که همیشه میخنـ ـ ـدن و میخندونـ ـ ـن ؛

ولی یه عمر بغـ ـ ـض داشتن و . . .

هیـ ـ ـچ کـ ـ ـس نفهمید...

مــَــــــن...
شیفتـــــــه ی آن بوســـه ی
هول هولــَـــــکی ام
کـــِـه
دیرتـــــــ شده اما
از خِــیــــــــرَش نمی گـُـــــــذری


بعضـ ـی حرفها گفتنـ ـی ستــ ــ…
بعضی نوشتنی
و بعضی هیچــ کدام....
این روزها به هیچــ کدام
نزدیکتــ رم …


وقتی دو تا عاشق از همدیگه جدا میشن..
دیگه نمیتونن مثل قبل با همدیگه دوست باشن....
چون به قلب همدیگه زخم زدن....
نمیتونن دشمن باشن..چون زمانی عاشق بودن....
تنها میتونن اشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن....



اگر می توانستم مجازاتت کنم
از تو می خواستم......
به اندازه ای که تو رو دوست دارم
مرا دوست داشته باشی



خدایا…
در انجماد نگاه های سرد این مردم…
 دلم برای ” جهنمت ” تنگ شده است!



کاش وقتای تنهایی
یکی از توسایه می اومد و مثل پسرخاله می گفت:
نون بگیرم؟
نفت بگیرم ؟
دلت گرفته؟
منم میگفتم آره.............
بعد فقط میشست کنارم سکوت میکرد............
من هم مثل کلاه قرمزی سرمومیزاشتم روزانوش...



من ، تو ; ما
یادت هست ؟
تمام شد …
حالا : تو ، او ; شما
من هم به سلامت . . .

دل واپسی من از نیامدنت نیست…..
می ترسم در پس این دل دل زدن ها بیایی
 و دگر نخواهمت……!



تمام عمر مرا مهر آشنایی برد
تمام عشق مرا داغ بی وفایی برد
گذشت عمر و نیامد نگار و من مردم
بگوش او برسانید از جدایی مرد .



یــک وقتـــــایــی تــو زنــدگــــی وجـــــود داره،

کـــــه آدم فقــــط دوســت داره بـــــدونــــه

چـــــــــــــــــــــــــرا !؟



مــــے گــُــویـَـنــد ســـــآدِه ام،،
مـــے گـُــویــَـنـــد تــُــومَــــرا بآ
یــِک جُمـــــلـــﮧ
یـِــک لَبـــــخـنـــد،،،
بـِـــﮧ بــازےمیـــــگیــــرے … … …
مــــــے گـُــــوینــــد تـَــرفنــد هـــآیت، شِـــیطنـــتهــــآیت
و دروغ هآیـــت را نمــــے فَهمَــــم … !!
مــــــے گویند ســــآده ام
اما تــــُـو ایــن را باوَر نَکـُـن
مـــَــــن فـــــقــــــط دوســـتـــَــت دارم،
هَمیـــــــــن!!!!
و آنــــها ایــــن را نِمـــــــے فـَـــهمنــــد


همه چیز را فروختم
 جز آن صندلی که جای تو بود!!
شاید آن روز که برگشتی 
خسته باشی.........



“دوستت دارم“ را برای هر دویمان فرستادی
هم من ، هم او
خیانت میکردی یا عدالت ؟


با پای خودش امد
یادش را برایم گذاشت
دلم را با خودش برد….
حال نشسته ام
به پای
دلی که
یادش نمیاید
حتی مرا



حرفی که توی دلت بمونه
 و هیچوقت نتونی بزنیش
 حرف نیست
درده !!! 


ﺧﺪﺍﻳﺎ!
ﻭﻗﺖکردی تقدیر ما را درست کن;
 قسمت آسفالتش افتاده روی دهن ما!



ﺩﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻟﻢ ﺍﺯﺣﺮﻑ ﺧﺎﻟﻴﺴﺖ

ﻫﺮﭼﻪ ﻫﺴﺖ ﺗﻮﺋﮯ


ﻭ ﺗـــــﻮ

ﺣﺮﻑ ﻧﺪﺍﺭﮮ



روی پـــــرده کعــبه
این آیه حک شده اســت:
نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ
و مـــن . . .
هنــــوز و تا همیشــه
به همین یک آیــه دلخــوشــــم:
" بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ی مهــــربانم ! "

من میروم…
باورکن…میروم
.امادلم برای ب جهنم گفتن هایت 
تنگ میشود…



یـــک وقـــت اشتبـــاهـــی مـــرا از خـــاطــــرت پـــاک نکنــی ؟!
هــر وقـــت پـــاک کــن دستـــت بـــود
بـگــــو
از روی کاغـــــذت بـــــروم کنـــار …!
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٧ ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


جملات الهام بخش زندگی

هرگر از سمت جلو به یک گاو، از سمت عقب به یک اسب و از هیچ سمتی به یک احمق نزدیک نشوید.

بخشش کنید، اما نگذارید از شما سوء استفاده شود.
عشق بورزید، اما نگذارید با قلبتان بد رفتاری شود.
اعتماد کنید، اما ساده و زودباور نباشید.
حرف دیگران را بشنوید، اما صدای خودتان را از دست ندهید.


مردم می گویند، ” آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها کنید.”
اما باید اینگونه باشد، ” خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی آن ها را نادیده بگیرید. ”
هیچکس کامل نیست.


خداوند هیچ دری را نمی بندد مگر اینکه در دیگری را باز کند.


غرور گفت، “غیر ممکن است.”
تجربه گفت: “خطرناک است.”
عقل گفت: “بیهوده است.”
دل زمزمه کرد: “امتحانش کن.”


اگر قول دادید، به آن عمل کنید.
اگر عشقی دارید، قدرش را بدانید..
اگر گفتید تماس می گیرید، این کار را بکنید.
اگر کسی به شما اعتماد کرد، به آن احترام بگذارید.
اگر اشتباهی مرتکب شدید، عذرخواهی کنید.
اگر در طلب اعتماد هستید، بدستش آورید.


همه کسانی که به زندگی شما وارد می شوند، دلیلی دارد.
یا شما به آن ها برای تغییر زندگیتان نیاز دارید، یا خود کسی هستید که زندگی آن ها را تغییر خواهد داد.


مشکل فکرهای بسته این است که دهانشان پیوسته باز است.


هم اکنون که در حال نفس کشیدن هستید، کس دیگری دارد نفس های آخرش را می کشد. پس دست از گله و شکایت بردارید و بیاموزید چگونه با داشته هایتان زندگی کنید.


از اینکه دنیا در سال 2012 به پایان برسد نمی ترسم… از این می ترسم که دنیا بدون هیچ تغییری ادامه پیدا کند.


هرگز به خاطر دیگران اصالت خود را تغییر ندهید. چون هیچ کسی بهتر از شما نمی تواند نقش شما را بازی کند. پس خودتان باشید. شما بهترینید.


رها کردن کسی که برای شما ساخته نشده یعنی رسیدن به این درک که برخی آدم ها بخشی از سرگذشتتان هستند، نه بخشی از سرنوشتتان.


به یک زن احترام بگذارید، چون:
میتوانید معصومیتش را در شکل یک دختر حس کنید
میتوانید علاقه اش را در شکل یک خواهر حس کنید
میتوانید گرمایش را در شکل یک دوست حس کنید
میتوانید اشتیاقش را در شکل یک معشوقه حس کنید
میتوانید فداکاریش را در شکل یک همسر حس کنید
میتوانید روحانیتش را در شکل یک مادر حس کنید
میتوانید برکتش را در شکل یک مادر بزرگ حس کنید
با این حال او محکم و استوار نیز است
قلبش بسیار لطیف، فریبنده، ملیح، بخشنده و سرکش است… او یک زن است… و زندگی!!!

برای اینکه دوستت داشته باشم و به تو احترام بگذارم، مجبور نیستم با تو هم عقیده باشم.


وقتی کسی به زندگیتان وارد می شود، خدا او را به دلیلی می فرستد. یا برای درس گرفتن از او یا برای ماندن با او برای همیشه.


خداوند برای هر چیزی که اجازه اتفاق افتادنش را می دهد دلیلی دارد… ممکن است ما هرگز نتوانیم حکمتش را درک کنیم اما باید به اراده و خواست او اعتماد کنیم.


گله نکنید که چرا فلانی با شما درست رفتار نمی کند. اگر میدانید لیاقتتان بیشتر است، چرا با او رابطه دارید؟


دنبال کسی نباشید که همه مشکلات شما را حل کند. دنبال کسی باشید که نگذارد به تنهایی با آن مشکلات روبرو شوید.


سکوت همیشه به معنای “رضایت” نیست.
گاهی یعنی، “خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمی دهند، توضیح دهم.”


خدا می داند چه کسی به زندگی شما تعلق دارد و چه کسی ندارد. اعتماد کنید و بگذرید. هر که قرار باشد بماند، همیشه خواهد ماند.


با کسی باشید که از شما کینه به دل نگیرد، حرف نزدن با شما را طاقت نیاورد، و بترسد از روزی که شما را از دست بدهد.

حسادت؛
خاموش کردن شمع فردی دیگر، باعث نخواهد شد شمع شما درخشانتر نور افشانی کند.

هیچ گاه به قدرت واقعی خود پی نخواهید برد مگر اینکه قوی بودن، تنها گزینه باقی برای شما باشد.


کتاب زندگیتان را فقط به روی اندکی بگشایید.چون در این دنیا افراد بسیار اندکی هستند که درک فصلها برایشان اهمیت دارد. مابقی فقط کنجکاوند بدانند.


خوشبخت باشید.
همان کسی باشید که می خواهید. اگر دیگران آن را دوست ندارند، بگذارید نداشته باشند. یادتان باشد “خوشبختی یک انتخاب است.” زندگی، راضی نگه داشتن همه نیست.


خدایا، امروز زندگیم را در دستان توانمندت قرار میدهم و به تو توکل می کنم که چراغ و هدایتگر راهم باشی.


اگر کسی با شما مشکل دارد، یادتان باشد که آن مشکل اوست، نه شما …
انرژی خود را تسلیم منفی گرایی نکنید…
ارزش شما خیلی بیشتر از آن است…

.

یک رابطه خوب زمانی است که کسی پذیرای گذشته، پشتیبان امروز و مشوق فردایتان باشد.

وقت خود را بیهوده تلف توضیح دادن ها نکنید؛ مردم فقط آنچه را که دوست دارند بشنوند، میشنوند.


هدف اصلی ما در زندگی کمک کردن به دیگران است. اگر نمی توانید کسی را یاری کنید، لااقل صدمه ای به او نرسانید.


گاهی خراب کردن پل ها چیز بدی نیست… چون باعث می شود نتوانید به جایی برگردید که از همان ابتدا هرگز نباید قدم می گذاشتید.


10 روش برای خوشنود ساختن خودتان:
1- دست از انجام کارهایی که تمایلی به انجامش ندارید بردارید.
2- رک و سریح حرف بزنید.
3- تلاش برای راضی نگه داشتن همه را متوقف کنید.
4- منظور واقعی خود را بیان کنید.
5- به غرایز خود اعتماد کنید.
6- هرگز خودتان را تحقیر نکنید.
7- الهامات خود را دنبال کنید.
8- از نه گفتن بیم نداشته باشید.
9- از بله گفتن بیم نداشته باشید.
10- با خودتان مهربان باشید.


جایی نمانید که مجبور باشند شما را تحمل کنند، جایی بروید که بودنتان را جشن بگیرند!


عیوب دیگران را نبینید. به هر چیزی که به شما گفته می شود گوش ندهید. اگر کلامتان نامهربان است آن را نگویید. همیشه به دنبال خوبی های دیگران باشید. هر چیزی واقعیت نیست. فقط حرف های محبت آمیز بزنید.

سه چیزی که در زندگی بیشرین اشتیاق را برایشان داریم: خوشبختی، آزادی و آرامش خیال، همیشه با دادنشان به شخصی دیگر بدست می آیند. آنهایی که به دیگران لطف میکنند، قطعاً خود مورد لطف قرار میگیرند. کسانی که به مردم کمک میکنند، خود مورد یاری قرار میگیرند. شما دو دست دارید، اولی برای کمک به خود و دومی برای کمک به دیگران.

اگر نمی دانی، از من بپرس. اگر قبول نداری با من بحث کن. اگر دوست نداری، به من بگو. اما هیچوقت در مورد من یک طرفه به قاضی نرو.


انسانی خوب بودن ارتباطی به دین، مذهب، وضع زندگی، نژاد، رنگ پوست، دیدگاه سیاسی یا فرهنگ شما ندارد، بلکه به این بستگی دارد که تا چه اندازه نسبت به دیگران خوشرفتاری می کنید.


وقتی از کسی فرار می کنید، او همچنان وجود دارد اما با فاصله ای دورتر. وقتی با کسی می جنگید، فقط با عث قوی تر شدن او میگردد. بهترین گزینه فقط گذشتن و رفتن است.


گاهی نیاز دارید تنها باشید نه بی کس، تا بتوانید ساعاتی را در خلوت خود سپری کنید و از آن لذت ببرید.


پیش از آنگه درباره زندگی، گذشته و شخصیت من قضاوت کنی…
خودت را جای من بگذار، از مسیری که من گذشته ام عبور کن، با غصه ها، تردیدها، ترس ها، دردها و خنده هایم زندگی کن…
یادت باشد هر کسی سرگذشتی دارد. هرگاه به جای من زندگی کردی آنگاه می توانی درباره من قضاوت کنی.


اگر کسی کاری که برایش انجام می دهید را وظیفه تان می داند نه لطفتان، باید به آن کار خاتمه دهید.


همیشه کار درست را انجام دهید. حتی وقتی کسی شما را نگاه نمی کند.


می دانم کمتر از آنی هستم که برخی مردم ترجیح می دهند باشم. اما اغلب مردم نمی دانند که من خیلی بیشتر از آنی هستم که آنها می بینند.


احترام و اعتماد در زندگی خیلی راحت از دست می روند و خیلی سخت بر میگردند.


خودتان را با همه وجود باور کنید. بدانید قدرتی درون شما وجود دارد که از هر مانعی بزرگتر است. شما می توانید


دردناک ترین خداحافظی ها آنهایی هستند که هرگز نه گفته شدند و نه توضیح داده شدند.


چند سال بعد از اینکه از دنیا می روید، هیچکس به خاطر نخواهد آورد که چقدر ثروتمند و زیبا بودید. اما همه یادشان خواهد ماند که چه تاثیری روی دل ها و ذهن ها گداشته اید.


گفتن دوستت دارم دو ثانیه طول می کشد… توضیح دادنش دو ساعت و ثابت کردنش یک عمر …


من هیچوقت تظاهر به کسی که نیستم نمی کنم. چون ترجیح می دهم نسخه ای حقیقی از خودم باشم تا نسخه ای جعلی از شخصی دیگر.


من مسئول آن چیزی هستم که می گویم. نه آن چیزی که تو برداشت می کنی.


آیا می دانستید افرادی که به نظر خیلی قوی می رسند، معمولاً خیلی حساس هستند و کسانی که بیشترین مقدار مهربانی را به معرض نمایش می گذارند، بیشترین صدمه را دیده اند؟ آیا می دانستید آنهایی که تظاهر می کنند نیازی به عشق ندارند، بیشتر از همه به آن محتاجند؟ اشخاصی که از همه نگهداری می کنند خودشان از همه بیشتر نیازمند مراقبتند و کسانی که زیاد لبخند می زنند ممکن است در زمان تنهایی بیشترین گریه را بکنند.

 


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۱ ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


طنز نوشته های کوتاه و جدید

طنز نوشته های کوتاه و جدید


بپر ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢٥ ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


اینم از علم فضایی دکتر شهر ما

مامانم قلبش درد می کرد بردمش بیمارستان نوبت ما که شد رفتیم اتاقش

یه پسر جوون پشت میز نشسته بود داشت ناخن سوهان می کشید

ما رو که دید گذاشتش کنار و به من گفت بشین ببینم چی شده گفتم مریض من نیستم

مامانمه.

مامان نشسته دکتره با قیافه جدی گفت خدا بد نده چی شده؟ مامان گفت قلبم درد

می کنه دکتره گفت دهنتو باز کن گلوتو ببینم

من:متفکر

بعد یه کم به صدای قلب مامان گوش کرده و میگه ویروسیـــــــــه چیز خاصی نیست

من:تعجب

دکتره بهم گفتم مامانت همین جا باشه برو این داروهارو براش بگیر

من ساده هم بلند شدم رفتم داروخونه

دکتره که داروهارو داده نگاه میکنم بهشون میبینم قرص سرما خوردگی و اموکسی داده

گفتم اقای دکتر دارو رو درست دادین؟

میگه چرا؟

گفتم اخه مامانم قلبش درد می کنهنیشخند

دکتره:تعجبقهقهه

اومدم بیمارستان به مامان که گفتم کلی خندید منم از خنده مامان خندم گرفته بود

هیچی اخرش رفتیم بخش اورژانسش گفتم این چه مدلشه از کی تا حالا قلب درد

ویروسی میشه؟

اونا هم کلی به دکتره خندیدن و به مامان داروی درست حسابی دادن

پ.ن: درس دانشگاهتون رو نمی خونین تورو خدا حداقل یه کم اطلاعات عمومیتون رو

بالا ببرین حالا مامان من قلبش درد می کرد زود به دادش رسیدیم اگه اپاندیسی چیزی

باشه که طرفو  سقط می کنین میره

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۱ ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


اینم از علم فضایی دکتر شهر ما

مامانم قلبش درد می کرد بردمش بیمارستان نوبت ما که شد رفتیم اتاقش

یه پسر جوون پشت میز نشسته بود داشت ناخن سوهان می کشید

ما رو که دید گذاشتش کنار و به من گفت بشین ببینم چی شده گفتم مریض من نیستم

مامانمه.

مامان نشسته دکتره با قیافه جدی گفت خدا بد نده چی شده؟ مامان گفت قلبم درد

می کنه دکتره گفت دهنتو باز کن گلوتو ببینم

من:متفکر

بعد یه کم به صدای قلب مامان گوش کرده و میگه ویروسیـــــــــه چیز خاصی نیست

من:تعجب

دکتره بهم گفتم مامانت همین جا باشه برو این داروهارو براش بگیر

من ساده هم بلند شدم رفتم داروخونه

دکتره که داروهارو داده نگاه میکنم بهشون میبینم قرص سرما خوردگی و اموکسی داده

گفتم اقای دکتر دارو رو درست دادین؟

میگه چرا؟

گفتم اخه مامانم قلبش درد می کنهنیشخند

دکتره:تعجبقهقهه

اومدم بیمارستان به مامان که گفتم کلی خندید منم از خنده مامان خندم گرفته بود

هیچی اخرش رفتیم بخش اورژانسش گفتم این چه مدلشه از کی تا حالا قلب درد

ویروسی میشه؟

اونا هم کلی به دکتره خندیدن و به مامان داروی درست حسابی دادن

پ.ن: درس دانشگاهتون رو نمی خونین تورو خدا حداقل یه کم اطلاعات عمومیتون رو

بالا ببرین حالا مامان من قلبش درد می کرد زود به دادش رسیدیم اگه اپاندیسی چیزی

باشه که طرفو  سقط می کنین میره

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۱ ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


...

ببینمت. . . گونه هایت خیس اســـت . . . باز با این رفیق نابابـــــت

. . نامش چه بود؟ هان! باران. . . باز با "باران " قدم زدی ؟ هزار بار گفتم

باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای درد ها . . .

 

همـــیــشه بــا به دســـت آوردن اون کـــــسی کــه دوســتـش داریــم

نـمـــیـتـوانــیـــم صـــاحـبــش شـــیم، گــــاهــی لازمــه ازش بـگـــذریـــم

تـا بـتـــونـیـم صــاحـبش بــشــیـم!!!!

آدم بایـد یه " تــو " داشته باشـه که هر وقت از همــه چـی خستـه و ناامیــد
 
شد بهش بگه مهــم اینـه که تـو هستی بیخیــال دنیـــا ... "

به سلامتـی خودم و خودت که دلمــون از یکـی گرفتـه... بغض داره خفمــون

میکنـه... خیلــی دلتنگیــم ... ولـی برای اینکه خودمـون رو آروم کنـیم میگیـم

بخاطره غروب جمعــه است

تنهایی هم مد شده ... همه به هم خیانت می کنند ... و بعد داد می زنند

 که تنهایـــــــــم



اینجــا سرزمین واژه های وارونه است: جایــی که گنج, "جنــگ" میشه

... درمان, "نامـــرد" میشه... قهقه , "هـق هــق" میشه... اما دزد همـــون
 
"دزد" است ... ... ... درد همــون "درد..." و گرگ همـون "گرگـــــ....

خــیلی سخــته عاشــــــــــــق کسی باشی که روحشـــم خبر نداشته

باشـــــــــــه !!! اما خــیلی شـیـریـنـه کـــــــه یــواشکی عـــــــاشــــــقانــه

... نگاهش کنـــــی و توی دلــــــــــت بــگـــــی خیلــــــــــی دوستـت دارم

 

گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ،دیگه تموم ! دیگه

دوستت ندارم ..... وچقدر دلم میخواهدبشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی

که میری ..... مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست.... ! اما ....

نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتهامیشنود : به جهنم

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱۸ ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


تا حالا دیدی؟

خدایی من تو کف این سوال موندم بدجور ذهنمو درگیر کرده

میرم تو سوپر مارکت دو نفر دیگه هم هستن

نفر اول (با لحجه غلیظ مازندرانی):سلام یه یارو بده

مغازه دار بهش یه کارت شارژ میده میره

من:تعجب

نفر دوم:خارررررری؟ یه یارو بده

مغازه دار بهش یه رب میده میره

من:تعجب

دوباره مننیشخند:ببخشید یارو رو از کجا تشخیص میدین؟

مغازه دار:خنده

من که مازندرانی نیستم کسی از مازندرانیا میدونه چه طوری میشه یارو! رو تشخیص

داد؟

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٤ ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


هیکل ما رو ندیدی؟

امروز از سر جلسه امتحان بلند شدم اومدم تو حیاط مدرسه نشستم بغض کرده بودم که

یه هو یه خانم وارد مدرسه شد اومد سمت ما و (با لحجه مازندرانی)گفت دفتر مدرسه

کجاست؟گفتم ته راهرو سمت چپ

پرسید شما کلاس چندمی؟

گفتم: سوم

یه هو با یه قیافه جدی نگاه کرد بهم و گفت سوم ابتدایی؟

منم (خدایا منو ببخشنیشخند)گفتم: نه خانوم ما پیش دبستانی هستیم سومیا اون طرف

نشستنیول

حداقل نگفت سوم راهنمایی تا خود خونه مثل دیوونه ها داشتم می خندیدمقهقهه

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٠ ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


آلــــزایـــمـِـر گــآهـی دَرد نیســتــــ دَرمــآن استــــ …!

 

اگر روزی خیانت دیدی ، بدان که قیمتت بالاست ...

 

باید رفت تا ماندنی شد

گاهی به قلب کسی ، گاهی از قلب کسی ...

 

 رفتی !

 

اما چه بگویم هیهات

 

زیر آن دره آرام و عبوس

 

تو ندانی که من آنروز غروب به چه حالی بودم ...

 

فاصله ها هیاهو میکنند
و صدای هق هق دلتنگی ام در نوسان بودن و نبودنت رنگ می بازد
کفش های رفتنت را گم میکنم
تا برای همیشه بمانی ...

 

 

خواب هایم بوی تن تو را میدهد ...

 نکند آن دورترها نیمه شب در آغوشم میگیری !

 

 

عشق ماندگار نیست....ولی ماندگار عشق است

 

وقتی کسی اندازه ات نیست, دست به اندازه ات نزن

 

کاش انسانها همانقدر که از ارتفاع میترسیدند ، کمی هم از پستی هراس داشتند


به جرم وسوسه…
چه طعنه ها که نشنیدی حوا…!
پس از تو…
همه تا توانستند آدم شدند…!
چه صادقانه حوا بودی…
و چه ریاکارانه آدمیم!


وقتی کسی تصمیم میگیره بره،حتی اگه نره
دیگه پیشت نیست


به بازار سیاه رفتم برای خریدن عشق . ولی در ابتدای ورودم روی کاغذی خواندم: در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قیمت نابودی پاک بازان .

 

برای هزارمین بار پرسید: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم برای هزارمین بار به دروغ گفتم: نه ، هیچ وقت … تا مبدا دلش بشکنه .

 

چیزی شبیه به “معجزه” است.

وقتی هر شب به خیر می گذرد

بی آنکه کسی به تو بگوید

“شب به خیر

 

دستـمـ بگیـر
دارمـ بـه یـادت
.
.
.
مــے افتـمـ

 

ساده نیست گذشتن ازکسی که گذشته ات راساخته است …

 

همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید یادش باشه ریشه اش کجاست ،،،

 

پاییز برای بعضی ها دل انگیز است و برای بعضی ها غم انگیز…
برای من فصل سردی دلهاست…
فصل باریدن اشکها…
فصل تنهایی قدم زدن روی برگهای نارنجی…
فصل رقصاندن آتش سیگار در سیاهی و سکوت شب…
اینروزها هوای دلم هم پاییزیست…


تو زن شدی……نه برای در حسرت ماندن یک بوسه !
برای …خلق بوسه ای از جنس آرامش….
..
تو زن نشدی..که همخواب…..آدم های بیخواب شوی!
زن شدی…که برای خواب کسی رویا شوی!
… ..
تو زن نشدی.. که در تنهایت.. حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی..
زن شدی تا…تا آغوشی در تنهایی عشقت باشی

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۸ ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


حـــــــــدس بزن

حدس بزن امروز چه روزیه

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

.

.

.

.

حدس زدی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

.

.

یه فرصت دیگه هم داری یه حدس دیگه بزن

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

حالا برو ادامه مطلب ببین درسته یا نـــــــــــه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٤ ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


استاد میشه دوباره توضیح بدین

نمی دونم چرا یه هو دلم برای کتاب فیزیکم تنگ شدنیشخند  

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢ ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


راه های تقویت اراده

آیا تو هم جزو افرادی هستی که از لحاظ قدرت اراده خودت را دست کم گرفته ای و

احساس می کنی بی اراده ای ؟ اگر چنین فکری می کنی , موفقیت خودت را دست کم

گرفته ای . همه به طور ذاتی اراده دارند و مساله مهم این است که چطور آن را کشف و

از آن بهره برداری کنند . پس گام اول این است که قدرت اراده ات را قبول داشته باشی .

به آن اندازه که زندگی داری , اراده هم داری .

اگر کسی بسته ای بسیار سنگین را مقابلت بگذارد و از تو خواهش کند آن را بلند کنی و

تو میدانی که نمیتوانی آن را بلند کنی , آیا می گویی : ” من قدرت ندارم ؟” یا اینکه ”

آنقدر زور ندارم که چنین بسته ای را بلند کنم ” . پس وقتی می گویی آنقدرها زور و

قدرت برای بلند کردن این بسته سنگین را ندارم منظور تو این است که زور و قدرت در

وجودت هست ولی برای بسته ای به این سنگینی کافی نیست .

در مورد اراده هم همینطور است . وقتی یک تکه کیک شکلاتی به تو تعارف می شود ,

می پذیری نه به خاطر اینکه فاقد اراده هستی , بلکه در ان لحظه دلت نخواسته اراده ات

را به کار ببری .

مرحله اول برای ایجاد اراده , این است که بپذیری اراده در وجودت هست و درست مثل

ماهیچه بازوانت واقعیت دارد , حتی اگر این ماهیچه ان چنان هم قوی نباشد , ولی به هر

حال وجود دارد .

در مرحله دوم باید اراده ایت را تقویت کنی تا از منافع آن بهره مند شوی . نکته مهم این

است که وقتی تصمیم به انجام کاری می گیری , روی آن تامل کن و منافع آن را در نظر

بیاور , سپس با فعالیت و ثبات قدم آن را عملی ساز . وقتی هدف تو عاقلانه و الهی

باشد , امکان ندارد از انجام آن دست بکشی , بلکه با عزمی راسخ سعی می کنی

مشکلات و موانع سر راه را کنار بزنی و با تلاش و کوشش و اراده ای قوی پیش بروی

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٩ ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


فک و فامیله ما داریم؟

وقت خواب :
بابام : گوشیرو کجا گذاشتی ؟
مامانم : بالا سرت !
بابام : چرا بالا سر خودت نذاشتی ؟
مامانم : چونکه سرطانزاست . . . !
یعنی عشق میچکه ها !

فک و فامیله داریم ؟

 

به بابام میگم میخوام برم سمت گیاهخواری ! نظرت چیه ؟!
بابام : آفرین پسرم خیلی هم خوبه مگه تو چیت از بـُز کمتره !!

فک و فامیله داریم ؟

مامانم به داداشم گفت برو خیارو گوجه و بادمجون بگیر .
داداشم رفت و اومد جای بادمجون پنیر گرفت .
مامانم گفت : چرا پنیر گرفتی ؟
داداشم : قلم سوم یادم رفت ، گفتم چون کنار خیار و گوجه همیشه پنیر میخوریم شاید پنیر باشه !
حالا مامانم بدتر از داداشم : کاش حدأقل یاد سالاد میافتادی کاهو میگرفتی

فک و فامیله داریم ؟

بابام یه مرغ مینا خریده ، نره ، بهش میگه مرغ سینا

فک و فامیله داریم ؟

یکی از فامیلامون ( دختر ) یک سال مالزی بود ، بعد دو سال رفت کانادا ، تنهام زندگی میکنه . واسه تعطیلات برگشته ایران . خواست بره کیش با دوستش ، باباش اجازه نداد ! گفت نمیذارم تنها بری مسافرت !

فک و فامیله داریم ؟

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده
۱ دقیقه بعد مامانم : لپتاپت سوخته ؟
من : نه
۳ دقیقه بعد بابام : اینترنتت شارژش تموم شد ؟
من : نه
اندکی بعد بابام : چی شده حالت خوب نیست ؟
من : نه چطور ؟
یه ذره بعد مامانم : تو چته ؟ چرا سرت تو لپتاپ نیست ؟
من : خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم !
بابام : مطمئنی طوری نشده ؟
مامانم : خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه ؟
هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم

فک و فامیله داریم ؟

بابام دوآتیشه طرفداره آلمانه . منم اسپانیا . داداشم ایتالیا . این وسط مامانم میگه ” منم طرفداره فرانسه هستم ! ” میگم ” از بازی کدوم بازیکنش خوشت میاد ؟! میگه ” بازیکناشو خوب نمی شناسم ! اما ظرفو ظروفشو خوب می شناسم !

فک و فامیله داریم ؟

خاطرات عموی مادرم :
یه یاکریم توی بالکن خونمون تخم گذاشته بود یه بار که رفته بود غذا بخوره تخمشو برداشتم جاش تخم مرغ گذاشتم وقتی زن و شوهره برگشتن شوهره گیر داد به خانومش که تو به من خیانت کردی و چپ و راستش کرد و بعد ترکش کرد !
آره پسرم همیشه یادت باشه وقتی زن گرفتی خیانت نکنی چون ممکنه یه زندگی از هم بپاچه !

فک و فامیله داریم ؟

امروز از برنامه Google Earth پشت بوم خونمون رو پیدا کردم ! نشون مامانم دادم !
حالا یه نقطه سیاه پیدا کرده کف میزنه و با کلی ذوق و شوق میگه این منم دارم لباس پهن میکنم !
حالا بابام اومده مامانم بهش گفت !
لامصب بابام اومده میزنه پس گردنم میگه چرا عکس مامانتو میذاری تو اینترنت !

فک و فامیله داریم ؟

بابام میگه مربی اسپانیا چرا از مسی استفاده نمیکنه ؟!؟!

فک و فامیله داریم ؟

مامانم اومده میگه سرویس بهداشتی رو الان جرم گیری کردم و برقش انداختم ، ببینم یه نفر رفته دسشویی قلم پاشو میشکنم !!

فک و فامیله داریم ؟

سره سفره نشستم دارم با اشتها غذامو کوفت میکنم !
مامانم: اه اه اه ! کمتر بخور خوب ا! شیکمت تا وسط سفره اومده ! چاق شدی ! از ریخت و قیافه افتادی ! داری میترکی ! شیکمو ! خیکی ! خپل ! چاقالو!
مامانم چنان فاز منفی داد از فرداش به مدت سه ماه با رنج و مشقت فراوان رژیم گرفتم ، شام نخوردم ، هزار نوع قرص خوردم ، ورزش کردم دهنم صاف شد وزن کم کردم !
امشب سره سفره در حالی که دارم یه سالاد همراه با ماست کم چرب زهره مار میکنم مامانم یه زره نگام کرده میگه :
- ایمااااااااان! خوب یه لقمه غذا بخور نمیمیری که ! نگاه کن ! چقد لاغر شدی ! ضعیف شدی ! صورتت استخونی شده ! از ریخت و قیافه افتادی !
عین این معتادا لاغر مردنی شدنی ! دقیقا مثل این عملیا ! قرصی ! آمپولی ! نی قلیون ! نشکنی ؟!!! اه اه اه اه !

فک و فامیله داریم ؟

فامیلمون زنگ زده میگه میخوام برنامه ورد و پاور پوینت رو نصب کنم ، کدوم دکمه رو بزنم !
فک و فامیله داریم ؟

بابا و مامانم با هم قهر بودن ، بردمشون سینما تا به این بهونه آشتی‌ شون بدم. توی کافی شاپ سینما نشستیم همونجا آشتی کردن . حالا می‌گم پا شین بریم فیلم ببینیم . سر اینکه کدوم سالن بریم و چه فیلمی ببینیم با هم دعواشون شد ، برگشتیم خونه

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۳ ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


طنز نوشته های کوتاه و جدید

 

 

بپر ادامه مطلب

 

بپر ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱٧ ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


جملات الهام بخش زندگی

گریستن نشانه ضعف نیست.از زمان تولد نشانه این بوده که شما زنده اید.

گاهی دو نفر باید از هم فاصله بگیرند تا بفهمند چقدر نیازمند برگشتن به همدیگرند.

از همه ادمهای بدی که در زندگی ام بودم سپاس گذارم.انها دقیقا به من نشان دادند که چه کسی نمیخواهم باشم.

از نشانه های ذهن فرهیخته ان است که در عین مخالفت به ان احترام بگذارد.

شخصیت ادمها از طریق کردارشان توصیف کنید تا هرگز فریب گفتارشان را نخورید.

ایا میدانید چرا خوشبخت بودن مشکل است؟چون رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شوند سر باز می زنیم.

وقتتان را صرف کسانی کنید که شما را در همه حال دوست دارند.ارا بیهوده تلف افرادی که فقط هرگاه منفعتشان میطلبد دوستتان دارند نکنید.

میدانم کمتر از انی هستم که برخی مردم ترجیح می دهند باشم.اما اغلب مردم نمی دانند خیلی بیشتر از انی هستم که انها می بیند.

صدایتان را بالا نبرید قدرت استدلالتان را بهبود بخشید.

زندگی چرا تا این حد پیچیده؟

دلتان برای کسی تنگ شده؟...........با او تماس بگیرید

می خواهید او را ببینید؟..............دعوتش کنید

می خواهید درک شوید؟............توضیح دهید

سوال دارید؟..........بپرسید

چیزی را دوست ندارید؟..........بیان کنید

چیزی را دوست دارید؟...............ابرازش کنید

چیزی را می خواهید؟...............درخواستش کنید

کسی را دوست دارید؟...........بگویید

از این که خودم هستم خوشحالم .شاید کامل نباشم اما صادق،دوست داشتنی و خوشبختم سعی نمی کنم کسی باشم که نیستم و تلاش نمی کنم که همه را تحت تاثیر قرار دهم من خودم هستم.

بخشیدن کسی اسان است،اما اینکه بتوان دوباره به او اعتماد کرد،داستان کاملا متفاوتی است.

نگران انچه دیگران پشت سرتان می گویند  نباشید انها کسانی هستند که به جای یافتن کاستی های زندگی خودشان مشغول یافتن کاستی های زندگی شما هستند.

مرا برای انچه که هستم دوست داشته باش نه برای انچه که می خواهی باشم.

وقتی حرف راست میزنید فقط افرادی عصبانی می شوند که همه زندگیشان بر دروغ استوار است.

گدای عشق نباشید، بخشنده عشق باشید، انسان های زیبا همیشه خوب نیستند اما انسان های خوب همیشه زیبایند.

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱٠ ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


دلم...

 

وقتی نگاه می کنم وتا فرسنگها کسی را پشت و پناهم نمی بینم
خسته شدم از این همه لبخند زورکی
از این همه بهونه الکی
ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم سرفه نمی کردم
ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم
اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود
خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخندمو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه
روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی
من به اینا کار ندارم دلم واسه تو تنگ شده...

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


حرف حساب...

 والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی!میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین!مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر!آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..!یعنی یه همچین اسکولای دوست داشتنی ای بودیم ما..!

 

میگن تو جهنم عمت هر کاری بخواد می کنه فحش هاش رو تو می خوری !!!

 

بعضی وقتا شنیدن یه
” بگو ببینم چه مرگته ”
از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای
“عزیزم چی شده”
میچسبه….!

 

دو تا نصیحت …!
1آ.شغال هم که باشید قابلیتِ بازیافت دارید ، امیدتونو از دست ندید خلاصه !
2.باور کنید استفاده از کلمات رکیک شما را به انسانی کول و باحال تبدیل نمیکند

 

دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مسئله خاصی نیست
مسئله خاص از اونجا شروع میشه که : سوسکه ناپدید میشه… !!

 

من موندم این مخترع نون تافتون چه فکری کرده این همه سوراخ گذاشته رو این نوون؟؟؟
یه لقمه درست حسابیم نمیشه گرفت همش نشت میکنه!

 

بعضی آهنگها هستن که گوش میدی میگی
“من کی زندگیمو واسه این تعریف کردم که این از روش آهنگ ساخته؟؟

 

یه زمانی بهمون میگفتن “یه دقیقه از اون اینترنت لامصب بیا بیرون میخوام تلفن کنم” !!

 

یه نصیحت
زمانی که گوشی را روی حالت بلندگو قرار میدهید حتما به شخصی که آنطرف خط هست اطلاع دهید. :|
بعضی مواقع خیلی گند کاریها زمانی اتفاق می افته که شخص دیگه ای هم کنار شما باشه ….!

 

یه مثل کامپیوتری هست که میگه :
حال ما اینــقــدرا هـم خوب نیست ، فـتـوشـاپــه !

 

هموجور که نمره دلیل بر هوش نیست… سن هم دلیل بر فهم و شعور نیست !!!

 

ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٩ ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


بغض دارد...

امروز رفتم وب ابجی منم جون

این عکسو که دیدم یه هو بدجور بغض کردم و نتونستم جلو خودمو بگیرم...

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٧ ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


 

بوی تلخ گناه می آید...

تلخ...اما خواستنی

این بو مدتهاست وسوسه ام میکند

و من امروز گمراه تر از همیشه

با تمام وجود

استشمامش می کنم...!!!

عجیب لذت بخش است...!!!

هر که آید گوید:

گریه کن، تسکین است

گریه آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم

تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را 

بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم 

فـرمـول وار ؛ 

مـرتـب و بـی نـقـص ...

و تــو 

بـا یـک اشـاره

هـمـه چـیـز را

در هـم می ریــزی ...

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢۳ ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


دلم کسی را می خواهد...


 دلم کسی را میخواهد،کسی که از جنس خودم باشد...

 

دلش شیشه ای...گونه هایش بارانی...دستانش کمی سرد...

 

نگاهش ستاره باران باشد...

 

دلم یک ساده دل می خواهد...!!!

 

بیاید با هم برویم...نمیخواهم فرهاد باشد،کوه بتراشد...

 

نمیخواهم مجنون باشد،سر به بیابان بگذارد...

 

میخواهم گاهی دردم را درمان باشد...

 

شاهزاده سوار بر اسب سفید نمیخواهم...!!!

 

غریب آشنایی میخواهم بیاید با پای پیاده...

 

قلبش در دستش باشد..چشمانش پر از باران باشد...

 

کلبه کوچک را دوست دارم...اگر این کلبه در قلب او باشد...

 

نوشتن برای کسی که

 

خواننده ی این نوشته ها نیست

 

چقدر طاقت فرسا ست...

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٢ ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


چرا...

 

 

 

 

چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم

 

 

 

را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت.

 

 

چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم.

چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام.

چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ.

چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک

 

 

بریزم.

چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است………

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٧ ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


یک استکان رویا

 

 قوانین علم را به هم زده ای!
نبودنت وزن دارد !
تهی … اما .. سنگین!

 

 

عاشق بهترین ها نباش…

بهترین باش…

تا بهترین ها عاشق تو باشند ..

 

اگه یه وقت تنها شدی

اینو بدون که خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش

 

 

آدمی به خودی خود نمی افتد

اگر بیفتد

از همان سمتی می افتد که به خدا تکیه نکرده است...

 

اگه یه روز چشاتو باز کردی و خودت رو وسط یه کوره دیدی ،

نترس و سعی کن پخته بیرون بیای ، وگرنه سوختن رو همه بلدن ...

 

این روزها منم و منم و من ...

                                و خدا  ...

و شادم به وسعت دنیا....

 شکر...

  شکر...

    شکر...

 

با تو قدم زدن را

دوست دارم...

به جای خانه

برایت

جاده خواهم ساخت...

 

مهربانی زبانی است که :

برای کور دیدنی ، برای کر شنیدنی ، و برای لال گفتنی است

 

  

 

 

 دلامون رو پلاستیک کردیم

به خیال نشکستن

 یادمون رفت پلاستیکها زودتر میسوزند ...

 

منبع:گیله مرد

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٢۸ ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


فقط بخندید

نمونه سوالهای رایج توی همه ی خونه ها
این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه ؟
چی از جون این یخچال بدبخت میخوای ؟
کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته ؟
کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده ؟
این موقع شب با کی حرف میزنی ؟
چشمات در نیومد پای این کامپیوترِ کوفتی ؟
کی غذای منو خورده ؟

شونه آدم که هیچی
شونه تخم مرغم پیدا نمیشه سرمونو بذاریم روش یه دل سیر گریه کنیم !


آقا یه دقه وایسید !!! یه سوال ! مرد و مردونه ! بالا غیرتن
چرا وقتی اس ام اس خالی میفرستیم ، انگلیسی حساب می کنن ؟؟؟

سلامتی خانم هایی که میخوان پارک دوبل کنن
روسری لیز میخوره ، شال میافته از سرشون
دکمه مانتو باز میشه ، دستشون میخوره به برف پاک کن
اشتباهی میزنن تو دنده چهار به جای دنده عقب
آخر سر هم خاموش میکنن !

تا حالا دقت کردین
وقتی یه نفر شمارو دعوت به دیدن یه فیلمی که قبلا خودش دیده میکنه
تو مدت فیلم یه جوری نگاتون میکنه که انگار خودش فیلمو ساخته ؟!!

یکی از بدترین لحظه های زندگی وقتیه که فیلم رقصیدنت رو توی جمع نگاه می کنی

کاربردی ترین چیزی که من از کتاب علوم دوران مدرسه یاد گرفتم اینه که
وقتی در ترشی یا مربا باز نمیشه, بگیرمش زیر آب گرم گرم!

چه لحظه باشکوهی بود اون لحظه..!
وقتی معلم میبردمون پا ی تخته ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد..!

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …
ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:
 امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!

یه اغذیه فروشی نزدیک ما هست ، ساعت دو تا دو و نیم می بنده میره برای ناهار !
(کور شم اگه دروغ گفته باشم!)

شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ، خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی
که بفهمونی دوستش داری …
دو روز که اعصاب نداری ، میگه: حالا شناختمت

اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ میخونم خوانندهه اشتباه میخونه !

تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری نود و پنج درصدش میره لای دندونات و فقط پنج درصدش نصیب معدت میشه

لازم دونستم تاکید کنم که بهترین شغل داشتن بابای پولداره

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٦ ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


تا کی؟

دلم اغوشت را می خواهد

نمیدانم تا کی باید خرسی را که برایم خریدی در اغوش بگیرم

 

دلم عطر تنت را میخواهد

پس تا کی در رویاهایم در هوای تنت باشم

 

دلم هوای بوسه هایت را کرده

پس تا کی میخواهی در خواب هایم مرا ببوسی

 

چگونه با نگاهم به تو عشقم را بفهمانم

وقتی حتی لحظه ای نگاهم نمیکنی

 

تا کی می خواهی با امدن به خواب هایم امیدوارم کنی

 

چگونه دلتنگی هایم را بنویسم؟

وقتی حرف هایم را نمیفهمی

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱ ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


now i have a lot of thing

 

مدرسه تموم شد.

همکلاسی ها ازتون ممنونم از اول مهر تا اخر اردیبهشت دوستم نداشتین.

ازتون ممنونم که همون روز اول نشستین برام کلی داستان درست کردین بعدشم فکر

کردین به گوشم نخورده که این قدر با همتون خونسرد برخورد میکنم.

ازتون ممنونم که منو تو شهرتون که غریب بودم و کسی رو نداشتم این قدر دوست

داشتین و مهمون نوازی کردین.

ولی می خوام بگم روزای اول برخورد سردتون قلبم رو حسابی میشکست.حرفاتون

حسابی منو به نقطه ی جوش میرسوند ولی همش حفظ ظاهر بود.

می خوام بگم به همتون مدیونم.

همتون به من صبر کردن و اهمیت ندادن به حرفای مردم رو یاد دادین.یاد دادید که چه

طوری خشم خودمو کنترل کنم.

ک.ر از تو هم ممنونم تو بهترین دوستی بودی که تا حالا داشتم. بدون شیشه خورده.

بهم فهموندی یه دوست باید تا اخرش باهات باشه حتی تو سخت ترین لحظه ها

تو با مشکلاتی که داشتی بهم فهموندی چه دختر خوشبختی هستم.میدونم که دیگه

تا اخر عمرنمی بینمت.ولی این 5 ماه کلی چیز یادم دادی. بالاخره تونستم به دنیا بهتر

نگاه کنم.

ا.ز از تو هم ممنونم به من یاد دادی شاد باشم به من کمک کردی کسی رو که فکرشم

نمی کردم فراموشش کنم فراموشش کنم.فهمیدم فقط باید اراده کرد تا بتونی عشق رو 

فراموش کنی.

ن.ن از تو هم ممنونم تو کارایی در حقم کردی که الان میتونم هر بدی که در حقم میشه

رو به راحتی ببخشم.با کارت حس میکنم قلبم بزرگ تر شده حالا میتونم کلی خوبی 

توش جا بدم.

حالا به خاطر شماها تو این یه سال کلی پیشرفت کردم.

خدا جون از تو هم ممنونم به خاطر همه حمایت هایی که کردی،به خاطر مهربونی بی

اندازت و نعمت هایی که بهم دادی.امیدوارم لیاقت این همه مهربونیت رو داشته باشم.

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢۸ ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


من تنها نیستم

من تنها نیستم, اشکهایم را دارم, اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است. من تنها نیستم, لحظه ها را دارم, لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند. من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود. چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم. هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من, چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم . ولی من باز چشم براهم... چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی مهربان من

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٢ ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


عشق ابدی

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است، دست شو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم، انگار دهنم باز نمی شد. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره موضوع رو پیش کشیدم، از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: " تو انسان نیستی" .

 بقیه تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱۳ ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


عشق من

 

بارها شده از این که عاشقش شدم پشیمون شدم ولی این قدر فراموش کردنش برام سخت بود که دوباره عاشقش شدم

بارها شده منتظر یه اتفاق بودم و ثانیه ها مثل یه قرن میگذشتن ولی هیچ اتفاقی نیفتاد و زمانی که انتظارش رو نداشتم یه اتفاق خوب افتاد

فهمیدم که عشق تلخ ترین شیرینی روزگاره

فهمیدم در هر لحظه فقط بایدبه فریاد مغزم گوش کنم نیازی نیست دنبال راهی باشم چون خودش راهو نشونم میده

بارها شده داد کشیدم و گفتم اخه چرا خدایا ولی یه هو به خودم میگم مریم ناشکری نکن خودش بهتر میدونه

فهمیدم وقتی عاشق شدم چشمم رو روی خیلی کارها بستم و گفتم به عشقت خیانت نکن

قهمیدم که کلی کار که خیلی دوست داشتم انجام بدم رو ندادم چون عشقم اون کارو دوست نداره

بارها شده شب ها اینقدر گریه کردم که فرداش مجبور شدم تا ظهر به کامپیوتر خیره بشم تا کسی چشمام رو نبینه

وقتی تو تاریکی  فاصله من و اون اندازه یه نفس بود گریه کردم ولی اون هیچ وقت نفهمید

فهمیدم وقتی عاشق شدم دو تا چشمام رو از دست دادم ولی قلبم یه عصا به دستم داد و خودش هم اون یکی دستم رو گرفت تا راهنماییم کنه

وقتی تو بالکن زیر افتاب داغ نشسته بودم و غرق عشق تو بودم و حتی یه ذره گرما رو حس نمیکردم یکی اومد و بلندم کرد و گفت مریم داغ داغ شدی منم گفتم چیزی گفتی

بارها ندونسته دلم رو شکستی ولی من تیکه های قلبم رو از رو زمین جمع کردم بارها دستم زخمی شد ولی گفتم اشکالی نداره اون هیچی نمیدونه


 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٧ ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


دخترا بیان داخل

 

 

                               only girls


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱۳ ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


بدون شرح

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۸ ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


عاشقانه

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢ ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()


داستان قدرت کلمات

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که نا گهان دو تا از انها به داخل گودال عمیقی افتادند . بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.          دو قورباغه این حرف ها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند .اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد . بالاخره بکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت و مرد . اما قورباغه ی دیگر با تمام توانش برای بیرون امدن از گودال تلاش می کرد . هر چه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ندارد او بیشتر مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد وقتی بیرون امد بقیه ی قورباغه ها از او پرسیدند ((مگر تو حرف های ما را نمی شنیدی؟)) معلوم شد قورباغه ناشنواست.در واقع او تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢۸ ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط مریم  نظرات ()


عاشقانه

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢٧ ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط مریم  نظرات ()