تلخه...

 

دختری پشت یک هزار تومانی نوشته بود:

پدر معتادم برای همین پولی که پیش توست یک شب مرا به دست صاحب خانه مان سپرد!

خدایا چقدر میگیری که بگذاری شب اول قبر،قبل از اینکه

ازم سوال کنی،من ازت بپرسم

چرا؟

 

چه حس تلخیه پسری و با تمام وجودت دوست داشته باشی

و اون این قدر هرزه باشه که واسه دیدن قلبت

دکمه های پیراهنتو باز کنه...

/ 24 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الی

سلام من به طور اتفاقی به وبت اومدم، عالیه خوشحال میشم به وب من هم سر بزنی!

♠○ مهــــــــر ○♠

يلــــــدا مبارک؛:X ♥ ♥ ♥ سلام دوست عزیز...با چند پست جديد آپم@};- راستی آهنگ وبلاگتو لایک میکنم...چون از یگانست...[لبخند]

قاصدک

خیلی توپ بود مرسی.

دل آرام

واقعا قشنگ بود.خوب برا همینه میگن عاشق نشی بهتره ولی ای کاش اینطوری بود دلت که دست خودت نیست بعضی وقتا جایی میزاریش که اصلا انتظارشو نداری

سمانه

یلدایعنی یادمان باشد.که زندگی آنقدرکوتاه است.که یک دقیقه باهم بودن را باید جشن گرفت[گل] یلدا مبارک[گل] آهنگ وبلاگتم عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیه درست مثله خودت[قلب]

R2r

اون هزارتومنی ک نوشتی خیلی خیلی ناراحتم کرد...تاامروز هیچ چیزی نتونسته بود تو 3ثانیه گلومو فشار بده و بغضمو بترکونه! خیلی متاُسف شدم.....

barfin

اون هزارتومنی خیلی دلم روسوزوند پدرش خیلی کثافتهههههههههههه[عصبانی]

mahsa

اون پسر لیاقت دوست داشتن رو نداشته [ناراحت]